معنی
واژه «نما» در زبان فارسی به چند معنی اصلی به کار میرود؛ نخست به معنی ظاهر، جلوه، منظر و بخش بیرونی و قابل مشاهده یک بنا (نمای ساختمان). دوم در اصطلاحات هنری مانند سینما و عکاسی که به معنی پلان یا شات (محدوده کادر تصویر) است و سوم در ساختارهای ترکیبی به عنوان پسوند که مفهوم نشاندهنده و نمایانگر بودن را میرساند (مانند راهنما یا جهاننما).
یعنی چه
این واژه ریشه در آشکار شدن و نشان دادن دارد و دلالت بر ویژگیهای بیرونی، بصری و جلوه نخستین هر شیء، تصویر یا فرد در برابر جهان خارج دارد. در برخی زمینههای علمی مانند ریاضیات یا بورس نیز مفهوم شاخص و نرخ رشد را تداعی میکند.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف معماری، هنر و ادبیات میتوانند به جای نما استفاده شوند.
متضاد
این واژهها بر اساس استنباط معنایی در مقابل مفهوم ظاهر و بیرونیِ نما قرار میگیرند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه فعلی نمودن و نشان دادن با کلمه نما مشترک هستند.
ریشه
ریشه این واژه کاملاً ایرانی و فارسی است. در فارسی میانه به صورت nimūdan (نمودن/نشان دادن) به کار میرفته که «نما» بن مضارع آن است و تاریخی پیوسته با ریشه هندواروپایی به معنی فکر کردن و نشان دادن دارد.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در معماری، سینما، ریاضی یا مکالمات روزمره به کار رود، معادل انگلیسی آن تغییر میکند.
جمعبندی و توضیح کامل نما
واژه «نما» از ریشههای اصیل و کهن زبان فارسی است که از بن مضارع فعل «نمودن» برآمده و در اصل به معنای ظاهر، جِلوه و آن چیزی است که در وهله اول به چشم میآید. این کلمه کاربرد گستردهای در زندگی روزمره و اصطلاحات تخصصی دارد؛ در معماری به بخش بیرونی ساختمان، در هنرهای تصویری مانند سینما به محدوده کادر دوربین (شات) و در ادبیات به صورت پسوندِ نمایانگر به کار میرود.
از نظر فرهنگی و مفهومی، نما همواره در تقابل با باطن و درون مایه قرار میگیرد و نمادی از هویت بیرونی و اولین سطح ارتباط با جهان خارج است. اگرچه این واژه به دلیل اصالت فارسی خود در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم متناظر با آن مثل ظاهر و وجه بارها در متون دینی و فلسفی مورد بحث قرار گرفتهاند.