معنی
در لغت، «قشر» به معنای پوسته، لایه و پوشش رویی هر چیز است. در اصطلاح جامعهشناسی، به گروه یا لایهای از افراد یک جامعه گفته میشود که دارای ویژگیهای اقتصادی، شغلی، فرهنگی یا پایگاه اجتماعیِ مشترک و همسانی هستند.
یعنی چه
این اصطلاح برای توصیف چگونگی تقسیمبندی انسانها در ساختار یک جامعه به کار میرود. از آنجا که «قشر جامعه» یک واژه کلاسیک و علمی در حوزه جامعهشناسی است، به زبان ساده یعنی قرار گرفتن افراد در دستههای مختلف (مانند کارگران، پزشکان، یا فرهنگیان) بر اساس میزان درآمد، تحصیلات و جایگاه اجتماعیشان که شیوه زندگی آنها را از دیگران متمایز میکند.
تلفظ
کلمه «قشر» با کسر قاف و سکون شین و راء (قِشْر) تلفظ میشود و ترکیب آن به صورت مضاف و مضافالیه به واژه «جامعه» متصل میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای لایههای اجتماعی یا طبقات مردم، عبارت «قشر جامعه» با ۸ حرف به عنوان پاسخ دقیق قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی دقیقترین معادل علمی برای این واژه Social stratum (در حالت جمع: Social strata) است. همچنین از اصطلاحات رایج دیگری مانند Social class یا Walk of life نیز استفاده میشود.
نماد چیست
در تصویرسازیهای جامعهشناسی و گرافیک محیطی، لایهها و اقشار مختلف جامعه همیشه به صورت یک هرم یا لایههای روی هم چیده شده (مانند یک کیک چندطبقه) به تصویر کشیده میشوند که از اقشار مرفه در رأس تا اقشار کمدرآمد در قاعده هرم را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل قشر جامعه
عبارت «قشر جامعه» از ترکیب دو واژه عربی «قشر» و «جامعه» ساخته شده است. اگرچه ریشه لغوی واژه قشر به معنی پوست کندن است، اما کاربرد اصطلاحی آن در زبان فارسی امروز، یک گرتهبرداری مستقیم از مفهوم لایهبندی (Stratum) در علوم اجتماعی اروپایی است تا تفاوتهای ساختاری میان گروههای انسانی را تبیین کند.
این مفهوم نشاندهنده آن است که جوامع انسانی یکپارچه نیستند، بلکه از لایههای گوناگونی با سطوح مختلف ثروت، قدرت و منزلت تشکیل شدهاند. شناخت اقشار مختلف جامعه به برنامهریزان و جامعهشناسان کمک میکند تا نیازها، رفتارها و چالشهای هر گروه را به طور دقیق بررسی کنند.
در متون دینی مانند قرآن کریم، عین این عبارت به کار نرفته است، اما مفاهیمی نظیر طائفه، فئه، ملأ (اشراف) و مستضعفین (قشر ضعیف) دقیقاً برای اشاره به همین لایهبندیها و دستهبندیهای اجتماعی میان مردم استفاده شدهاند.