یعنی چه
این اصطلاح عامیانه و کنایهای زمانی به کار میرود که فردی به دلیل رسیدن به یک موقعیت، ثروت، یا توجه ناگهانی، ظرفیت خود را از دست بدهد، دچار غرور کاذب شود و خودش را بسیار بالاتر و قویتر از آنچه در واقعیت هست تصور کند؛ به عبارتی کنترل رفتار و گفتارش را از دست بدهد و ادعای پوچ کند.
تلفظ
تلفظ این عبارت عامیانه به صورت «yābū bareš dāشته» یا در اصل محاورهای «yābū vareš dāšteh» (یابو وَرش داشته) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ عبارت «یابو برش داشته» (۱۲ حرف) یا موازیهای آن مانند «خود را گم کردن» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات اصطلاحی متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد که بر تکبر ناگهانی یا از دست دادن کنترل رفتار دلالت میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاحاتی که به گم کردن خود یا افاده و تکبر بیش از حد اشاره دارند، به عنوان معادل این عبارت به کار میروند.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق و روان این اصطلاح شامل مواردی چون «خود را گم کردن»، «از خود بیخود شدن»، «باد به غبغب انداختن»، «از دماغ فیل افتادن» و در زبان محاوره مدرن «جوگیر شدن» است.
نماد چیست
حیوان «یابو» (اسب بارکش و پیر) در این بافت نماد کمارزشی، سادگی و کمظرفیتی است. کل اصطلاح کنایه از این است که اگر به یک حیوان بارکش توجه زیادی شود یا زین گرانقیمت بر آن بگذارند، سرکشی میکند و خود را اسب مسابقه میپندارد؛ لذا نماد نقد غرور ناگهانی و ادعای پوچ است.
جمعبندی و توضیح کامل یابو برش داشته
عبارت عامیانه و کنایهای «یابو برش داشته» (یا یابو ورش داشته) یکی از اصطلاحات تند، تحقیرآمیز و انتقادی در زبان محاورهای فارسی است. این اصطلاح دقیقاً زمانی به کار میرود که فردی به خاطر یک تغییر وضعیت مثبتِ ناگهانی مانند به دست آوردن مال، مقام، یا جلب توجه دیگران، جنبه و ظرفیت خود را از دست میدهد. در این حالت، فرد دچار توهم دانایی یا توانایی شده و رفتاری متکبرانه و نامتعادل از خود بروز میدهد.
وجه تسمیه و ریشه این کنایه به ویژگیهای رفتاری «یابو» یا همان اسب بارکش و کمارزش بازمیگردد. کنایه از اینکه حتی اگر به چنین حیوانی بیش از حد رسیدگی شود یا موقعیت خاصی داده شود، دچار سرکشی (بَرِش/وَرِش) میشود و تصور میکند اسب شاهوار و اصیل است. این اصطلاح بار معنایی کاملاً منفی دارد و معمولاً در گفتارهای صمیمی یا مشاجرهها برای نشاندن فرد مغرور به جای خود استفاده میشود.
در فرهنگ شفاهی و امثال و حکم فارسی، این عبارت به خوبی مفهوم «کمظرفیتی انسان در مواجهه با نعمت یا موقعیت ناگهانی» را بازتاب میدهد. متضاد این حالت در فرهنگ ایرانی، فروتنی، خاکی بودن و شناختن حد و اندازه خویش است که همواره در ادبیات سنتی و اخلاقی ستایش شده است.