یعنی چه
این اصطلاح در زبان عامیانه به کسی اطلاق میشود که از خود جسارت، شایستگی و عرضه نشان نمیدهد، توانایی پیشبرد کارها را ندارد و در مواجهه با چالشها ترسو و بیکفایت عمل میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِی جُرْ بُ زِ» است که از پیشوند نفی «بی» و واژه «جربزه» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه معمولاً خودِ «بی جربزه» (۷ حرفی) یا معادلهایی نظیر «بیعرضه» و «ترسو» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان تاکید بر ترس یا بیکفایتی، از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از صفاتی که بیانگر ضعف نفس، ناتوانی یا عدم شایستگی هستند استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Beceriksiz دقیقترین معادل برای جنبه بیعرضگی و واژه Korkak برای جنبه ترس این اصطلاح است.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این کلمه شامل بیعرضه، بزدل، ترسو، جبون، بیجرئت، بیشهامت، بیکفایت، نالایق و بیجگر است. متضادهای آن نیز باجربزه، باعرضه، باجرئت، شجاع، باشهامت، لایق، کاردان و مدیر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بی جربزه
واژه «بیجربزه» یک اصطلاح ترکیبی و عامیانه در زبان فارسی است که برای توصیف افراد فاقد شهامت، لیاقت و توانایی مدیریتی به کار میرود. این کلمه از پیشوند نفی «بی» و واژه «جربزه» ساخته شده است. ریشه کلمه جربزه به واژه «گُربُز» یا «کربز» در زبان فارسی پهلوی و دری بازمیگردد که در اصل به معنی زیرک یا حیلهگر بوده، اما به مرور زمان در زبان عامه تغییر معنا داده و به مفهوم جرئت، شهامت و استعداد تبدیل شده است.
در کاربردهای روزمره، وقتی کسی را بیجربزه خطاب میکنند، منظور این است که فرد توانایی مواجهه با مشکلات را ندارد و به دلیل ترس یا بیکفایتی نمیتواند امور خود یا دیگران را پیش ببرد. این واژه هیچگونه ریشه یا کاربردی در متن قرآن کریم ندارد و بیشتر در ادبیات گفتاری و کنایی فارسی جای گرفته است.