معنی
«پذیر» در زبان فارسی به معنی پذیرنده، قبولکننده و قابلِ چیزی بودن است. این واژه در نقش پسوند صفتساز (مرخم) به انتهای اسمها میچسبد و مفهوم «قابلیت و استعدادِ دریافت یا تأثیر آن صفت» را ایجاد میکند؛ مانند درمانپذیر (قابل درمان) یا آسیبپذیر (دارای قابلیت آسیب دیدن).
یعنی چه
در اصطلاح و کاربرد روزمره، وقتی کلمهای با «پذیر» ترکیب میشود، یعنی آن شیء یا شخص پذیرا و تسلیمِ آن ویژگی است و مقاومت منفی در برابر آن ندارد. برای نمونه، دلپذیر یعنی آنچه دل آن را به راحتی میپذیرد و میپسندد.
مترادف
واژههایی که عملکرد یا مفهومی مشابه با پذیر را در جملات و ترکیبها منتقل میکنند.
متضاد
کلماتی که مفهوم عدم پذیرش، مقاومت در برابر اثر یا رد کردن را نشان میدهند.
هم خانواده
واژگانی که از یک ریشه اشتقاق یافتهاند و در بن مضارع یا ماضی با کلمه پذیر مشترک هستند.
ریشه
این واژه اصالت کاملاً ایرانی دارد و ریشه آن در زبانهای ایرانی باستان است. در فارسی میانه (پهلوی) به صورت مصدر patīraftan و بن مضارع patīr (به معنی پذیرا و روبرو) به کار میرفته است. بخش اول آن از پیشوند اوستایی -paiti به معنی «به سوی» یا «برابر» گرفته شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه «پذیر» به تنهایی به عنوان اسم یا صفت مستقل کمتر به کار میرود و بیشتر معادل پسوندهای قابلیتساز مانند able- یا ible- است. برای معادلهای مستقل ترکیبی میتوان از کلمات مربوط به پذیرش استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل پذیر
واژهٔ «پذیر» یکی از اصیلترین و کاربردیترین بنهای مضارع در زبان فارسی است که از مصدر «پذیرفتن» مشتق شده است. این کلمه به تنهایی کمتر به عنوان یک جزء مستقل در جملات روزمره ظاهر میشود؛ اما جادوی اصلی آن در ساخت صفتهای مرکب فاعلی و مفعولی است. وقتی این واژه به انتهای یک اسم الحاق میگردد، مفهوم «قابلیت، استعداد یا شایستگی برای پذیرفتن آن مفهوم» را به واژه جدید میبخشد.
از منظر واژهگزینی و ساختار دستور زبان، «پذیر» نقشی کلیدی در غنای واژگان فارسی ایفا میکند و به ما اجازه میدهد مفاهیم پیچیده انتزاعی را در قالب کلمات کوتاهی چون «تغییرپذیر»، «شکلپذیر» یا «نفوذپذیر» خلاصه کنیم. این ریشه اصیل که از زبان پهلوی به فارسی معاصر رسیده، نمادی از انعطاف، ظرفیت درونی و پذیرا بودن در فرهنگ لغت فارسی است.