معنی
واژهٔ «ستو» در متون و فرهنگهای کهن فارسی به دو معنی کاملاً متفاوت به کار رفته است؛ نخست به معنی نوعی طنبوره یا ساز که سه تار داشته (سهتو/سهتار) و دوم به معنی شیء یا سکهٔ تقلبی و مغشوش که ظاهری از طلا یا نقره دارد اما درون آن از مس یا آهن ساخت شده است.
یعنی چه
این کلمه در اصل به معنای چیزی است که از سه لایه یا سه تار تشکیل شده باشد (در اصطلاح سازشناسی قدیم)؛ اما در کاربرد دیگر به معنای زرِ مَغشوش و مسِ زراندود است که ظاهرش بیننده را فریب میدهد.
مترادف
با توجه به دو معنای این واژه، مترادفهای آن شامل انواع سازهای زهی قدیم و کلماتی است که به اشیاء تقلبی و آبکاری شده با طلا اشاره دارند.
متضاد
برای معنای ساز متضاد دقیقی وجود ندارد، اما در معنای دوم (سکه و زر تقلبی)، واژههایی که به اصالت و پاکی اشاره دارند متضاد آن محسوب میشوند.
هم خانواده
این واژهها از نظر ریشهشناسی آوایی یا ساختار عددی (بخش «سه») با ستو همبستگی دارند.
ریشه
ریشه این واژه به فارسی میانه و ساختار واژگانی «سه» و «تو» (به معنی لایه، رشته یا تار) بازمیگردد، هرچند به دلیل کهن بودن واژه برخی منابع آن را کمسابقه و مبهم دانستهند.
در جدول
پاسخ دقیق طراحان جدول برای طنبور سهتار یا زر مغشوش ۳ حرفی، کلمه «ستو» است.
به انگلیسی
معادلهای تقریبی کلمه براساس دو مفهوم ساز سنتی زهی و اصطلاحات مربوط به اشیاء بدلِ زراندود انتخاب شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل ستو
واژه «ستو» از جمله کلمات کهن، کمکاربرد و اصیل زبان فارسی است که نباید آن را با واژه مشهور «ستوه» (به معنی عاجز و درمانده) اشتباه گرفت. این کلمه در متون ادبی گذشته همچون اشعار مولانا در دو تجلی کاملاً متفاوت به کار رفته است؛ یکی در قالب هنر موسیقی به عنوان نوعی ساز طنبور با سه تار، و دیگری در بازار و اقتصاد قدیم به عنوان زر قلب و سکه تقلبی که روی آن را با طلا یا نقره پوشانده بودند.
امروزه این واژه کاربرد زندهای در فارسی معیار ندارد و بیشتر در لغتنامههای تاریخی مانند دهخدا و عمید یا به عنوان یک چالش ذهنی و جذاب در جداول کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.