معنی
واژه «اضطر» در اصل یک فعل ماضی عربی از باب افتعال است که به معنی مجبور کردن، به تنگنا انداختن و ناگزیر ساختن کسی به انجام کاری است. در حالت مجهول (اُضْطُرَّ) به معنای ناچار شدن و بیاختیار شدن به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه زمانی به کار میرود که فرد در موقعیتی قرار میگیرد که اختیار و آزادی عمل از او سلب شده و برای حفظ جان، آبرو یا مال خود، مجبور به انتخاب گزینهای میشود که در حالت عادی به آن راضی نبوده است.
مترادف
این واژهها همگی مفهوم سلب اختیار و قرار دادن کسی در تنگنای رفتار یا انتخابی خاص را میرسانند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده وجود حق انتخاب، آزادی اراده و نبود هیچگونه فشار یا اجبار بیرونی هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ض ر ر» مشتق شدهاند و مفاهیمی چون زیان، تنگی، ناچاری و نیاز شدید را در خود دارند.
ریشه
این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «ض ر ر» به باب افتعال رفته است. در ساختار اصلی «اِضْتَرَّ» بوده که طبق قواعد واجشناسی زبان عربی، به دلیل همنشینی با حرف «ض»، حرف «ت» تبدیل به «ط» شده و به صورت «اضْطَرَّ» درآمده است که معنای فشار، زیان و ناچاری شدید را افاده میکند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سوال به دنبال یک فعل ۴ حرفی عربی به معنای «ناچار کرد» یا «مجبور ساخت» باشد، پاسخ دقیق آن «اضطر» است.
جمعبندی و توضیح کامل اضطر
واژه «اضطر» یک فعل کلیدی و پرکاربرد با ریشه عربی است که به طور گسترده در متون حقوقی، فقهی و ادبیات فارسی برای بیان مفهوم سلب اختیار و اجبار مطلق استفاده میشود. این کلمه نشاندهنده موقعیتی است که در آن فرد به دلیل شرایط سخت بیرونی یا تنگناهای شدید، وادار به انجام کاری میشود که در حالت عادی از آن دوری میکرده است.
در فرهنگ اسلامی و قواعد فقهی، این مفهوم اهمیت بالایی دارد؛ زیرا حالت «اضطرار» (که اسم مصدر همین فعل است) به عنوان یکی از عوامل رفع مسئولیت یا کاهش احکام تکلیفی شناخته میشود؛ به این معنا که ناچاری شدید میتواند برخی محرمات را موقتاً برای حفظ جان حلال کند.
شناخت مشتقات این کلمه مانند «مضطر» (کسی که کارش به ناچاری کشیده) و «اضطرار» (وضعیت بحرانی و ناگزیر) به درک عمیقتر کاربرد ادبی و قانونی آن در زبان فارسی کمک شایانی میکند.