یعنی چه
در لغت به معنی کسی را در رنج و سختی انداختن است و در اصطلاح عمومی و فقهی، به هر گونه فریضه، تعهد و مأموریتی گفته میشود که شخص ملزم به اجرای آن است.
مترادف
واژههایی که مفهوم بارِ مسئولیت، دستور یا کارهای آموزشی و شرعی را میرسانند، مترادف تکلیف محسوب میشوند.
متضاد
کلماتی که بر نبودِ الزام، داشتن حق انتخاب و رهایی از بار مسئولیت دلالت دارند، در تضاد با تکلیف هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی «ک-ل-ف» مشتق شدهاند و از نظر معنایی با مفهوم زحمت و عهدهداری مرتبط هستند.
ریشه
این واژه در اصل به معنای زحمت کشیدن، مرارت بردن و پدیدار شدن اثرِ سختی در چهره است که در زبان فارسی به عنوان اسم و در معنای وظیفه جا افتاده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای مربوط به وظیفه و تعهد در جدولها کلمه ۵ حرفی «تکلیف» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه هدف وظیفه عمومی باشد یا تکالیف درسی مدرسه، معادلهای انگلیسی متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خود واژه تکلیف، کلماتی مانند فریضه و واجب نیز کاربرد بالایی در این معنا دارند.
جمعبندی و توضیح کامل تکلیف
واژه تکلیف ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به معنای وادار کردن کسی به کاری سخت و پر زحمت است. با این حال، در کاربرد زبان فارسی و فرهنگ اسلامی، این واژه تغییر مفهوم داده و بیشتر به معنای وظیفه، مسئولیت، فریضه دینی یا مشق و تمرینات آموزشی مدرسه به کار میرود.
در فرهنگ فقهی و حقوقی، تکلیف در مقابل حق قرار میگیرد؛ به این معنا که انسان در برابر حقوقی که دارد، مسئولیتها و تکالیفی را نیز بر عهده دارد که ملزم به رعایت آنهاست. همچنین اصطلاح «به تکلیف رسیدن» نشاندهنده آغاز سن بلوغ و پذیرش رسمی مسئولیتهای شرعی و قانونی توسط فرد است.
در قرآن کریم، هرچند خود مصدر تکلیف مستقیماً نیامده، اما مشتقات فعلی آن ۷ بار تکرار شدهاند که مشهورترین آنها آیه ۲۸۶ سوره بقره است؛ این آیه تأکید میکند که خداوند هیچ انسانی را فراتر از توان و وسعت وجودیاش مکلف به انجام کاری نمیسازد.