یعنی چه
واژه «پدیدار» در زبان فارسی به معنای چیزی است که به چشم میآید، تجلی یافته و از حالت پنهان خارج شده است. در کاربرد فلسفی نیز به چیزی اشاره دارد که بر حواس و آگاهی انسان ظاهر میشود.
مترادف
کلمات فوق همگی مفهوم عیان بودن و خروج از خفا را میرسانند.
متضاد
این واژهها در تضاد با مفهوم آشکار بودن و تجلی محسوس قرار دارند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه زبانهای ایرانی باستان و مصدر دیدن (در پهلوی pat-dit) مشتق شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة روی حرف اول (پَ) و سکون روی سایر حروف است.
در جدول
کلمه «پدیدار» دقیقاً ۶ حرف دارد و در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «آشکار» یا «نمایان» استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفی و ترجمه آثار کانت و هوسرل، واژه پدیدار به عنوان معادل دقیق کلمه Phenomenon (در مقابل ذات یا شیء فینفسه) به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پدیدار
واژه «پدیدار» یکی از کلمات اصیل و سره فارسی است که ریشه در زبان پهلوی دارد و از ترکیب «پدید» (به دید آمدن) و پسوند صفتساز «ـار» تشکیل شده است. این کلمه در مفهوم عام به هر آنچه که عیان، مرئی و قابل مشاهده باشد دلالت دارد و نمادی از روشنایی، سپیدهدم و خروج از تاریکی و خفا به شمار میرود.
در حوزه علوم انسانی و فلسفه، پدیدار جایگاه ویژهای دارد و به عنوان معادل اصطلاح «Phenomenon» استفاده میشود؛ پدیدار در این بستر نمایانگر جهان آنگونه است که بر حواس و آگاهی انسان ظاهر میشود (نمود) در حالی که ذات حقیقی یا باطن اشیاء ممکن است پنهان باقی بماند. اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن عربی قرآن نیامده، اما در ترجمههای فارسی به عنوان معادل دقیقی برای ریشههای «ظَهر» و «بدو» استفاده شده است.