معنی
واژه حضیض در اصل به معنای پای کوه و پایینترین نقطه زمین است. در کاربرد عام و مجازی، به سقوط به پایینترین حد ممکن، نقطه شکست یا بدترین وضعیت اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی اشاره دارد. در علم نجوم قدیم و جدید نیز به نقطهای در مدار یک جرم آسمانی گفته میشود که کمترین فاصله را با مرکز مدار (زمین یا خورشید) دارد.
یعنی چه
وقتی گفته میشود کسی یا جریانی به حضیض رسیده است، یعنی پس از یک دوره اوج یا ثبات، دچار سقوط کامل شده و در بدترین و ضعیفترین وضعیت ممکن قرار گرفته است؛ این کلمه کنایه از فروپاشی جایگاه، اعتبار یا دارایی است.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر مفهوم پایین بودن، عمق زیاد یا سقوط از یک مرتبه بالا هستند.
متضاد
این واژهها در مقابل حضیض قرار دارند و نشاندهنده بالاترین نقطه مادی یا عالیترین رتبه معنوی و موقعیتی هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. اگرچه در ظاهر با واژه «حَضّ» (به معنی برانگیختن) همریشه به نظر میرسد، اما به دلیل جامد بودن کلمه در کاربرد، همخانواده فعال و پرکاربردی در فارسی ندارد. جمع تکسیری آن در عربی به صورت أحِضَّة، حُضُض و حِضاض آمده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول (حَ) و سکون حرف پایانی است.
به انگلیسی
در اصطلاحات عمومی از Nadir و در مباحث تخصصی ستارهشناسی بسته به مدار از Perigee یا Perihelion استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان دقیق به فارسی سره و اصیل، میتوان از واژههایی چون نشیب، پستی یا فرود برای رساندن معنای آن استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل حضیض
واژه «حضیض» یک اسم عربی به معنای واقعی پایینترین بخش زمین، قعر یا دامنه کوه است که وارد ادبیات فارسی شده است. این کلمه در طول زمان کاربرد استعاری و نمادین گستردهای پیدا کرده و امروزه بیشتر برای توصیف افول شدید، ناامیدی مطلق، ورشکستگی یا سقوط یک فرد یا جامعه از بالاترین درجات به بدترین وضعیت ممکن (اصطلاحاً از اوج به حضیض رسیدن) به کار میرود.
در علوم طبیعی و نجوم، حضیض معنایی کاملاً علمی دارد و به موقعیتی اطلاق میشود که یک جرم آسمانی در طول گردش مداری خود، در کمترین فاصله نسبت به مرکز مدار قرار میگیرد که این حالت با بیشترین سرعت مداری همراه است. لازم به ذکر است که خود این واژه به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما تقابل مفهوم آن با مفاهیمی مانند «اسفل سافلین» در فرهنگ اسلامی کاملاً مشهود است.