یعنی چه
مصدر مرکب «بیرون نهادن» (یا برون نهادن) به معنای قرار دادن چیزی در خارج از یک محیط، بیرون گذاشتن و خارج کردن است. در ادبیات فارسی، این فعل کنایی نیز هست؛ برای مثال ترکیب «پای بیرون نهادن» به معنی خارج شدن از یک مکان یا مجازاً پا از گلیم خود فراتر گذاشتن و تجاوز از حد و حدود خویش است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت «بیروُن نِهادَن» (birūn nahādan) است. در حالت مخفف و ادبی به صورت «بَروُن نِهادَن» (barūn nahādan) نیز خوانده و سروده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما کلمهٔ «بیرون نهادن» است که دقیقاً ۱۰ حرف دارد. بسته به تعداد حروف جدول، معادلهایی چون «خارج کردن» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بیرون نهادن و خارج کردن، از عبارات فعلی فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژهٔ «إخراج» دقیقترین معادل برای معنای مادی آن است و در صورت استفاده از معنای کنایی (گام بیرون نهادن)، واژهٔ «تجاوز» به کار میرود.
نماد چیست
واژهٔ «بیرون نهادن» یک فعل مرکب کاربردی در زبان فارسی است و نمادگرایی اسطورهای، آیینی، مذهبی یا فرهنگی خاصی در آیینها برای آن ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل بیرون نهادن
واژهٔ «بیرون نهادن» یک مصدر مرکب کاملاً پارسی و اصیل است که از دو بخش «بیرون» (برگرفته از واژهٔ پهلوی بِترون یا بِدرون) و «نهادن» (برگرفته از واژهٔ پهلوی نیهادن به معنی قرار دادن) تشکیل شده است. معنای نخستین و مادی این واژه، منتقل کردن یک شیء به فضای بیرون و خارج کردن آن از یک محدوده مشخص است.
در ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی، این واژه کارکردی کنایی و بلاغی نیز پیدا کرده است. ترکیبهایی نظیر «گام بیرون نهادن» یا «پای بیرون نهادن» علاوه بر معنای فیزیکیِ خارج شدن از یک مکان، در معنای استعاری به مفهوم فراتر رفتن از مرزهای تعیینشده، دگرگونی در رفتار یا حتی تجاوز از حدود و حقوق خویش به کار میروند که به کلام عمق بیشتری میبخشد.