یعنی چه
خودرأی و مستبد به کسی گفته میشود که تنها اندیشه و خواست شخصی خود را ملاک عمل قرار میدهد، از مشورت با دیگران سر باز میزند و با انحصارطلبی، حق، عدالت و نظرات جامعه را نادیده میگیرد.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت «خودْ-رأی» (صفت مرکب) و «مُس-تَ-بِد» (صفت فاعلی از باب استفعال) است.
در جدول
پاسخ دقیق و ۱۲ حرفی در جدول برای این مفهوم، خود واژهٔ «خودرای و مستبد» است. واژههای دیگر مانند خودکامه و دیکتاتور نیز به عنوان جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگیهای فردیِ خودرأی از کلماتی چون Headstrong و برای جنبههای سیاسی و ساختاری استبداد از Autocratic یا Despotic استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی تعابیر متعددی وجود دارد؛ از جمله «عنید» برای لجاجت فردی و «مستبد» و «طاغیه» برای طغیان و تحکم بر دیگران.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این مفهوم شامل واژگانی چون خودکامه، خودسر، یکدنده، لجباز و تکرأی است که نمایانگر عدم انعطافپذیری شخص هستند.
جمعبندی و توضیح کامل خودرای و مستبد
ترکیب «خودرأی و مستبد» نمایانگر شخصیتی است که در ابعاد فردی و اجتماعی، فضایی برای تکثر آرا و مشورت باقی نمیگذارد. واژهٔ خودرأی صفت مرکب فارسی است و مستبد ریشهای عربی دارد که به معنای انحصار در عمل و رأی است. در فرهنگ و ادبیات، شخصیتهایی چون فرعون و ضحاک نمادهای بارز تاریخی و سیاسی این خصلت به شمار میروند.
از منظر واژهشناسی، این واژگان در تضاد کامل با مفاهیمی چون شورامنش، دموکرات و انعطافپذیر قرار میگیرند. در متون کهن و لغتنامههای معتبری مانند دهخدا و معین، بر لجاجت، تحکمآمیز بودن رفتارهای اینگونه افراد و نادیده گرفتن حق و عدالت توسط آنان تأکید شده است.