یعنی چه
در هنرهای تجسمی و نقد هنر، به شکلی گفته میشود که نشاندهندهٔ اندیشه، ذهنیت و تصور کمالیافتهٔ هنرمند است و به واقعیت بیرونی محدود نمیشود. در ادبیات و فلسفه نیز به معنی تصویرِ مثالین، الگو یا کهنالگویی است که نمایانگر اوج کمال، زیبایی یا حقیقتِ یک چیز (مانند انسان، جامعه یا زن آرمانی در شعر عرفانی) میباشد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «صورت» (با تلفظ صُورَت) و «آرمانی» (با تلفظ آرمانی) ساخته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول، «صورت آرمانی» با ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
در متون تخصصی هنر و فلسفه، برای معادلسازی این اصطلاح از واژگان فوق استفاده میشود.
در قرآن
ترکیبی به نام «صورت آرمانی» در قرآن وجود ندارد. با این حال، کلماتی مانند «صَوَّرَکُم» (شما را صورتگری کرد) یا آیهٔ «فِی أَیِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ» به جنبهٔ خلقت، حسن ترکیب و صورتبخشی الهی اشاره دارند، ولی این ترکیب خاص، قرآنی نیست.
نماد چیست
در هنر و اسطورهشناسی، «صورت آرمانی» معمولاً با نمادهایی چون دایره کامل (نماد کمال هندسی)، الهههای باستانی (مانند آناهیتا به عنوان نماد صورت آرمانی و کمالی زن در فرهنگ ایران باستان) یا مدینه فاضله (به عنوان صورت آرمانی یک جامعه) نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل صورت آرمانی
عبارت «صورت آرمانی» اصطلاحی است که از ترکیب دو واژه با ریشههای عربی (صوَر) و پهلوی (آرمان) شکل گرفته و پیوند عمیقی میان فلسفه، هنر و ادبیات برقرار میکند. این مفهوم به جای اشاره به واقعیتهای مادی، ملموس و عینی پیرامون ما، به افقهای برتر، الگوهای برین و تصاویر مثالینی چشم دارد که ذهن انسان به عنوان غایت کمال و زیبایی خلق میکند.
در حوزهٔ هنرهای تجسمی، صورت آرمانی زمانی متولد میشود که هنرمند از بازآفرینی صرفِ طبیعت فراتر رفته و دست به خلق اثری میزند که بازتابدهندهٔ شهود، اندیشه و ایدهٔ بینقص اوست. این مفهوم در شعر عرفانی و متون کهن نیز در قالب معشوق یا جامعهای بیعیب و نقص بروز مییابد و به عنوان معیاری برای سنجش کمال شناخته میشود.