یعنی چه
این واژه صفت مفعولی از مصدر «ستردن» است و به هر چیزی که اثر آن مالیده، پاک یا تراشیده شده باشد اشاره دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ سترده به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون پاککرده، مَحو شده یا ریش و سرِ تراشیده به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافتار کلام، واژگانی که به محو شدن یا تراشیدن دلالت دارند معادل این واژه قرار میگیرند.
به فارسی
این واژه با کلماتی چون نگاشته، نوشته، ثبتشده و برقرار تضاد معنایی دارد و همخانوادهٔ واژگانی نظیر ستردن، ستردگی و بسترد است.
نماد چیست
سترده صرفاً یک صفت کاربردی و ادبی در زبان فارسی است و بار نمادین یا اسطورهای خاصی در فرهنگها برای آن ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل سترده
واژهٔ «سترده» یک صفت مفعولی اصیل و کهن پارسی از ریشهٔ فارسی میانه (پهلوی) است که از مصدر «ستردن» به معنای پاک کردن، مالیدن و زدودن مشتق شده است. این کلمه در ادبیات کلاسیک فارسی به دو کاربرد عمده اشاره دارد؛ نخست به معنای فیزیکی تراشیدن موی سر و ریش، و دوم به معنای انتزاعیِ مَحو کردن، از بین بردن اثرِ یک نوشته، یا زایل کردن یک شیء یا صفت.
از نظر ساختار زبانی، این واژه کاملاً ایرانی است و نباید آن را با کلمات مشابه عربی مانند «سدره» یا عبارات قرآنی نظیر «ستردون» (که از ریشه ردد است) اشتباه گرفت. در فرهنگهای مرجع مانند دهخدا و عمید، متضاد این واژه را کلماتی چون نگاشته و نوشته آوردهاند که نشاندهندهٔ تقابل مفهومِ از بین بردن با خلق کردن و ثبت کردن است.