یعنی چه
تقبیح در لغت به معنای آشکار کردن زشتیِ یک عمل، بد دانستن و نکوهش کردن رفتار یا گفتار کسی است. وقتی کار یا موضعی تقبیح میشود، یعنی آن عمل از نظر اخلاقی، قانونی یا عرفی مورد ملامت و رد شدید قرار گرفته است.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل زشتشماری و سرزنش را میرسانند و بر پسندیدن و ستودن یک کار دلالت دارند.
تلفظ
این واژه بر وزن تفعیل است؛ با فتح ت، سکون ق، کسر ب و سکون ی تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ طراح جدول برای پرسشهایی با مفهوم زشتشماری یا بدگویی، خودِ واژه «تقبیح» (۵ حرفی) یا مترادفهای آن است.
به انگلیسی
این کلمات در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ابراز مخالفت شدید، سرزنش و زشت دانستن یک اقدام به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که به جای این واژه عربی میتوان استفاده کرد، شامل زشتشماری، بدگفتن از چیزی، و نکوهیدن است.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعیِ رفتاری و زبانی است و نماد مادی یا تصویرسازی مشخصی در فرهنگها ندارد؛ اما در کاربردهای نوین و گرافیکی معمولاً با نشانههایی چون علامت ضربدر قرمز یا دست رد نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تقبیح
واژه «تقبیح» یک مصدر عربی از ریشه (قبح) و باب تفعیل است که ورود گستردهای به زبان فارسی داشته است. این کلمه زمانی به کار میرود که جامعه، یک نهاد یا یک فرد قصد دارد مخالفت شدید، انزجار و ناپسند بودن یک رفتار یا واقعه را به شکلی رسمی و زبانی اعلام کند. در واقع، تقبیح کردن فراتر از یک مخالفت ساده بوده و بار ملامت و سرزنش اخلاقی سنگینی را به همراه دارد.
اگرچه خود کلمه تقبیح در متن قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «المقبوحین» و مفاهیم مرتبط با ادات تقبیح (مانند ویل) برای زشت شمردن کارهای ناپسند به کار رفتهاند. در روابط معنایی، این واژه با کلماتی چون مذمت و نکوهش همنشین است و در نقطه مقابل مفاهیمی مثل تحسین و ستایش قرار میگیرد که هدفشان ارج نهادن به کارهای نیکو است.