یعنی چه
این واژه از اصطلاحات کهن و فصیح زبان فارسی است که به معنای مهیا کردن، تدارک دیدن و بسیج کردن اسباب و لوازم برای انجام دادن کاری یا رفتن به سفری به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت بَسْغُدَه داشتَنْ است که در آن واژهٔ «بَسْغُده» صفت مفعولی به معنی آماده و مهیا میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۱۰ حرف) خودِ عبارت «بسغده داشتن» یا معادلهای آن مانند «بسیجیدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این واژه از افعالی که به آمادهسازی و تجهیز اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال و مصادری که از ریشههای مجهز کردن و آماده ساختن هستند، معادل این عبارت قرار میگیرند.
به فارسی
معادلهای سره و آشناتر این واژه در زبان فارسی امروز شامل آماده کردن، فراهم ساختن، سازواری کردن و تدارک دیدن است.
جمعبندی و توضیح کامل بسغده داشتن
عبارت «بسغده داشتن» یکی از اصطلاحات اصیل، کهن و بسیار فصیح زبان فارسی است که پیشینه آن به سبک خراسانی و اشعار شاعران بزرگی چون رودکی و ابوشکور بلخی بازمیگردد. این واژه در گذر زمان جای خود را به ترکیبات آشناتری مانند آماده کردن و تدارک دیدن داده است، اما همچنان ارزش ادبی و زبانی خود را حفظ کرده است.
از نظر ساختاری، این عبارت از صفت مفعولی «بسغده» (به معنی مهیا و فراهم) و فعل کمکی «داشتن» تشکیل شده است. در متون کهن، هرگاه سخن از تجهیز سپاه، جمعآوری توشه سفر یا سامان دادن به کارهای بزرگ بوده، از این فعل نغز برای رساندن مفهومِ آمادگی کامل استفاده میشده است.