یعنی چه
خندنده صفت فاعلی از مصدر خندیدن است و به کسی یا چیزی تفویض میشود که در حال خندیدن، تبسم یا داشتن چهرهای گشاده و مسرور است. در ادبیات فارسی این واژه گاهی به مجاز برای پدیدههای درخشان و رو به رشد مانند خورشید تابان یا گل شکفته نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت خَندَندِه (با فتح خاء و دال اول) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژهٔ «خندنده» دقیقاً ۶ حرف دارد. همچنین واژههای هممعنی آن مانند ضاحک و خندان نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن میتوان از صفات و اسمهای فاعلی مرتبط با خنده استفاده کرد.
به فارسی
از واژههای جایگزین و هممعنی فارسی آن میتوان به خندان، گشادهرو، شادان، مسرور، متبسم و ضاحک اشاره کرد. در مقابل، واژههایی چون گریان، عبوس و اخمو متضادهای آن به شمار میروند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خندنده بودن نماد شادی، امیدواری، صلح، انرژی مثبت و آغاز بهار (مانند گل خندنده و شکفته) است. با این حال، در برخی سیاقهای خاص ممکن است به مجاز نمادی از بیخیالی یا تمسخر نیز تلقی شود.
جمعبندی و توضیح کامل خندنده
واژهٔ «خندنده» یک صفت فاعلی اصیل فارسی مشتق شده از بن مضارع «خند» به همراه پسوند «ـَنده» است که در لغت به معنای شخص یا پدیدهای است که میخندد و متبسم است. این واژه با بار معنایی مثبت خود، تجسمی از شادمانی، گشادهرویی و طراوت در زبان فارسی به شمار میرود.
در حوزه ادبیات، این کلمه پتانسیل تصویرسازی بالایی دارد و جلوهای از پدیدههای رو به رشد و زیباییهای طبیعت مانند خورشید درخشان و گلهای تازه شکفته را بازگو میکند. ریشه معنایی این واژه در متون دینی نیز به صورت واژه «ضاحکه» برای توصیف چهرههای شادمان و نورانی به کار رفته است.