یعنی چه
عدالة در لغت به معنای راست کردن، برابر کردن، میانهروی و دوری از کجی و ظلم است. در مفهوم عام، این واژه به معنای پاسداشت حقوق افراد، اجرای موازین حق و انصاف، و قرار دادن هر شیء یا شخص در جایگاه مناسب و شایستهٔ خود به کار میرود.
تنزيل/تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت مَصدَری و با فتح عین «عَدالَة» تلفظ میشود که در زبان فارسی معمولاً به صورت «عدالت» (با سکون تاء پایانی) رایج است.
در جدول
واژه «عدالة» دقیقاً از ۵ حرف تشکیل شده است و در جدولهای متقاطع به عنوان معادل دادگری و مساوات کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی بیشتر از واژه Justice در بافتهای حقوقی و ساختاری، و از Fairness در ارتباط با انصاف و برابری رفتاری استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در این زبان همردیف با کلماتی چون «عدل» و «انصاف» برای توصیف موازنه و پایداری بر حق استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و اصیل واژه عدالة در زبان فارسی «داد» یا «دادگری» است. همچنین واژههایی مانند انصاف، برابری و مساوات نیز به عنوان معادلهای معنایی آن در فارسی به کار میروند.
در قرآن
خودِ واژهٔ مصدری «عدالة» با این املای دقیق در متن قرآن نیامده است، اما ریشهٔ آن (عدل) ۲۸ بار در قالبهای مختلف به کار رفته است؛ مانند آیه ۹۰ سوره نحل: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» که بر اهمیت بنیادین عدل به عنوان یک اصل الهی تاکید میکند.
جمعبندی و توضیح کامل عدالة
واژه «عدالة» که در زبان فارسی به صورت «عدالت» به کار میرود، از ریشه عربی «ع د ل» گرفته شده و از مفاهیم کلیدی و بنیادین در حوزههای اخلاق، فقه، حقوق و فلسفه است. این کلمه در اصل به معنای توازن، راستکردن کجیها و دوری از تبعیض و ستم است و نماد سنتی آن در جوامع مختلف «ترازو» است که سنجش دقیق حقوق و برابری را بازتاب میدهد.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، هرچند خودِ لفط عدالة پدیدار نشده، مشتقاتِ ریشهای آن به عنوان فریضهای الهی و مبنای داوری میان مردم معرفی شدهاند. معادلهای اصیل فارسی این واژه مانند «داد» و «دادگری»، نشاندهنده پیوند عمیق فرهنگی در پذیرش این مفهوم انسانی و اخلاقی در ادبیات ایران زمین است.