یعنی چه
واژه شامار در فرهنگ عامه و واژهنامههای محلی به معنای «بهترین مادر» یا «ملکه» آمده است. همچنین این کلمه در اسطورهشناسی مناطق کُردنشین، صورت دیگری از واژه «شاماران» (شاهماران) یعنی ایزدبانو و ملکه مارها است که نیمتنه زن و نیمتنه مار دارد و نماد برکت و دانایی است. در لغتنامههای کهن نیز به عنوان جایگاهی تاریخی مربوط به زرتشتیان ذکر شده است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح شین، الف کشیده و میم ساکن (شامار) تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات و حل جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه ۵ حرفی خود «شامار» است و در اصطلاحات اساطیری به عنوان ملکه مارها یا نماد دانایی شناخته میشود.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی برای اشاره به مفهوم اسطورهای آن از نگارش لاتین Shahmaran و برای معنای عام آن از واژه Queen استفاده میشود.
به ترکی
این مفهوم اسطورهای در فرهنگ ترکی و آناتولی نیز ریشهای مشترک دارد و به صورت Şahmeran شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و همخانوادههای این واژه شامل شاه، مار، شاهماران و ملکه است که به سروری و جایگاه والای این موجود اساطیری اشاره دارد.
در قرآن
واژه شامار دارای ریشه ایرانی (کردی / فارسی کهن) است، اصالت عربی ندارد و در آیات قرآن کریم ذکر نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل شامار
واژه شامار یکی از نامهای پررمزوراز در فرهنگ و اساطیر ایرانی، بهویژه در میان مردم کُرد است. این کلمه که در اصل ریشه در واژه «شاهماران» دارد، به موجودی افسانهای با نیمتنه انسان (زن) و نیمتنه مار اشاره میکند. در باورهای عامیانه، شامار تنها یک موجود ترسناک نیست، بلکه نمادی الهی از باروری، زایایی، برکت و نگهدارنده رازهای پنهان طبیعت و طبابت به شمار میرود.
از سوی دیگر، در بررسی لغوی لغتنامههای کهن مانند دهخدا، به این واژه به عنوان یک موضع و جایگاه تاریخی زرتشتیان نیز اشاره شده است که احتمالاً تغییریافته واژه شابهار است. امروزه این نام به دلیل آهنگ زیبا و معنای والای آن که به «بهترین مادر» و «ملکه» تعبیر میشود، جایگاه ویژهای در فرهنگ ادب و نامگذاریهای محلی دارد.