یعنی چه
این کلمه در اصل یک فعل ماضی عربی از باب افتعال است که به متون ادبی و دینی فارسی وارد شده و به معنای بالا رفتن میزان، حجم یا شدت چیزی به صورت تدریجی است.
متضاد
کلماتی که مفهوم کاستن، فروکش کردن و کم شدن مقدار یا تعداد را میرسانند، متضاد این واژه هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره همزه ابتدایی، سکون زاء و فتح دال پایانی در زبان اصلی است که در فارسی معمولاً بدون صامت پایانی (اِزداد) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان معادل عربی برای کلماتی مانند «زیاد شد» یا «افزایش یافت» به کار میرود.
به انگلیسی
افعالی در انگلیسی که انتقالدهنده مفهوم توسعه، رشد کمی و افزون شدن هستند، معادل این واژه قرار میگیرند.
به عربی
از آنجا که خود واژه در اصل عربی است، افعال همریشه و هممعنی دیگر در این زبان برای رساندن این مقصود استفاده میشوند.
به فارسی
برگردان دقیق معنایی این فعل به زبان فارسی معادل عبارات فعلی است که روند رو به رشد و بیشتر شدن یک پدیده را نشان میدهند.
نماد چیست
این کلمه نماد تصویری خاصی ندارد، اما در متون عرفانی و اخلاقی نمادی از حرکت تدریجی و فزاینده است؛ خواه این رشد در مسیر آگاهی و ایمان باشد و خواه در مسیر کفر و گناه.
جمعبندی و توضیح کامل ازداد
واژه «ازداد» در اصل یک فعل عربی از ماده و ریشه «ز ی د» (زادَ - یَزیدُ) است که به باب افتعال رفته و پس از تغییرات صرفی به صورت «ازدادَ» درآمده است. این کلمه به معنای زیاد شدن، افزایش یافتن و فزونی گرفتن است و به طور خاص در متون کهن ادبی فارسی و قرآن کریم کاربرد فراوانی دارد. برخی منابع عامیانه به اشتباه ریشهای فارسی مانند (از + داد) برای آن متصور شدهاند که از نظر زبانشناسی کاملاً مردود است.
در کاربردهای قرآنی، این فعل هم برای مفاهیم مثبت مانند رشد و افزایش ایمان («لیزدادوا ایماناً») و هم برای مفاهیم منفی مانند اصرار و افزایش کفر («ثم ازدادوا کفراً») به کار رفته است که نشاندهنده بار معنایی رشد تدریجی یک صفت در انسان است.
در مجموع، این واژه پنجحرفی در ادبیات و جدولهای کلمات متقاطع، نماینده مفهوم افزون شدن و توسعه یافتن است و معادلهای فارسی دقیق آن افعالی چون «زیاد شد» و «افزایش یافت» هستند.