یعنی چه
تاخیر در لغت به معنای عقب انداختن، دیر کردن، درنگ یا تعویق است. این واژه زمانی به کار میرود که کاری در زمان مقرر خود انجام نشود یا یک رویداد به زمان دیگری موکول گردد و روند طبیعی آن دچار کندی یا وقفه شود.
مترادف
واژههایی مانند تعویق، درنگ و دیرکرد بیشترین شباهت معنایی را با تاخیر دارند.
متضاد
کلماتی که مفهوم جلو انداختن زمان یا سرعت بخشیدن به کارها را میرسانند، متضاد این واژه هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی (ء - خ - ر) مشتق شدهاند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت از واژه Delay برای دیرکرد و Postponement برای بهتعویق انداختن جلسات یا برنامهها استفاده میشود.
به عربی
واژه تاخیر خود ریشه عربی دارد و در این زبان نیز با همین ساختار یا به صورت تأجیل به معنی مهلت دادن استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای مفهوم دیر شدن از Gecikme و برای عقب انداختن زمان از Erteleme استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای واژه تاخیر شامل کلماتی چون دیرکرد، پسافکنی، درنگ، دیری و پَساندازی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تاخیر
واژه تاخیر از ریشه عربی (أخر) و از باب تفعیل وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در پهنه ادبیات و گفتار روزمره به هرگونه انحراف زمانی مثبت از موعد مقرر یا کندی در پیشبرد یک جریان اطلاق میشود. اگرچه املای دقیق و معیاردانشگاهی آن به صورت «تأخیر» است، اما در نگارش عامیانه معمولاً بدون همزه نوشته میشود.
در فرهنگهای واژگان معتبر نظیر دهخدا و معین، این کلمه با مفاهیمی چون معطل کردن و جلو نبردن کار پیوند خورده است. همچنین در متون دینی و قرآنی، مشتقات این واژه بارها به معنای مهلت دادن یا به تعویق افتادن زمان مرگ و عذاب به کار رفتهاند که نشاندهنده ابعاد زمانی و فلسفی این مفهوم در فرهنگ اسلامی است.
در نشانهشناسی مدرن، تاخیر را اغلب با المانهایی نظیر ساعت شنی متوقفشده یا عقربههای عقبمانده نمایش میدهند که نمادی از انتظار، بلاتکلیفی یا فرصتهای از دسترفته است. با این حال، در برخی بافتها میتواند به معنای تانی، تامل و دوری از شتابزدگی بیمورد نیز تلقی شود.