معنی
واژه غافل در لغت به کسی اطلاق میشود که از امور پیرامون خود بیخبر است یا به دلیل فراموشی و اهمالکاری، از حقایق و وظایف مهم غفلت میورزد.
یعنی چه
در اصطلاح، غافل به فردی میگویند که چشمان خود را بر روی واقعیتها بسته یا به دلیل سرگرم شدن به امور کمارزش، از اصل موضوع غافل و نادان مانده است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه اسم فاعل بر وزن فاعل است که از ریشه عربی «غ ف ل» به معنای بیتوجه بودن، ندیدن یا فروگذاری کردن گرفته شده و وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون بیخبر یا ناآگاه، کلمه غافل به عنوان یک جواب دقیق چهار حرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل غافل
واژه غافل در فرهنگ لغات معتبر فارسی مانند دهخدا به معنای فردی است که دچار بیخبری، ناآگاهی و سهلانگاری شده و از مسائل پیرامون یا وظایف اصلی خود فروگذاری کرده است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، به عنوان اسم فاعل در ادبیات فارسی و متون دینی کاربرد فراوانی دارد و نشاندهنده حالتی از خوابآلودگی ذهنی و دوری از هشیاری است.
در فرهنگ قرآنی و متون اخلاقی، غفلت معمولاً بار معنایی هشداردهندهای دارد و به کسانی اشاره میکند که به دلیل سرگرم شدن به ظواهر دنیا، از حقایق برتر هستی و آخرت بیخبر ماندهاند؛ به طوری که در برخی آیات، این افراد به دلیل از دست دادن بینایی دل، به چهارپایان تشبیه شدهاند. در ادبیات تمثیلی نیز انسان خوابآلود نمادی از این مفهوم است.
در کاربردهای روزمره و مسابقات جدول نیز این واژه چهار حرفی به وفور به عنوان معادل کلماتی نظیر ساهی، بیخبر و سهلانگار استفاده میشود تا لزوم حفظ هشیاری و دقت در امور مختلف را یادآوری کند.