یعنی چه
این اصطلاح فلسفی و عرفانی به معنای اصلِ وجود و حقیقتِ محض یک پدیده است، پیش از آنکه اسما، صفات، عوارض یا جلوههای خارجی به آن اضافه شوند. در الهیات، به ذات پاک خداوند بدون در نظر گرفتن صفاتی مثل خالق یا رحمان، «صریح ذات حق» میگویند.
تلفظ
این ترکیب به صورت مصاف و مضافالیه تلفظ میشود: صَریح (Sarih) + ذّات (Zat).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۷ حرف)، خود کلمه «صریح ذات» یا معادلهای همجنس آن است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب، برای انتقال مفهوم حقیقت عریان و بدون واسطه هستی از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اصالتاً از متون فلسفه اسلامی و عرفان نظری عربی وارد زبان فارسی شده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و عبارات جایگزین آن در ادبیات حکمی شامل: عینِ ذات، ذاتِ بَحْت (ذات خالص)، کُنْه ذات، غیبالغیوب، حقیقت محض و نفسِ ذات است.
در قرآن
خودِ ترکیب «صریح ذات» در قرآن کریم وجود ندارد. واژهٔ «ذات» در تعابیر دیگری مانند «عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» آمده و ریشهٔ «صرح» نیز تنها در قالب واژهٔ «صَرْح» (به معنی کاخ یا برج بلند) به کار رفته است؛ بنابراین کاربرد مستقیم قرآنی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل صریح ذات
عبارت «صریح ذات» یک ترکیب فلسفی و عرفانی است که از دو واژه عربی تشکیل شده و به طور گسترده در آثار بزرگانی چون ابنسینا و ملاصدرا به کار رفته است. این اصطلاح اشاره به لایه بنیادین هستی دارد؛ یعنی حقیقت عریان و بدون واسطه یک چیز، پیش از آنکه هرگونه صفت، مظهر یا ویژگی فرعی به آن تعلق گیرد.
در عرفان اسلامی و الهیات، این کلمه جایگاه ویژهای دارد و معمولاً برای اشاره به مقام ذات غیبی خداوند (مرتبه احدیت) استفاده میشود که در آن هیچ اسمی و رسم و صفتی راه ندارد. از آنجا که این مقام فراتر از درک عقل و شهود بشری است، در ادبیات عرفانی گاهی با نمادهایی چون «عنقا» (سیمرغ غایب) یا «نور مطلق» از آن یاد میکنند.