یعنی چه
این عبارت به معنای بزرگ کردن و پرورش دادن کسی در کمال رفاه، آسایش و نوازش است؛ به طوری که فرد نازپرورده و لوس بار بیاید و در زندگی با دشواری و سختی مواجه نشده باشد. فردوسی در این باره میفرماید: «بپرورده بودم تنت را بناز / برخشنده روز و شبان دراز».
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت [بِناز پَروَردَن] است که از حرف اضافه «بِ»، واژه «ناز» و فعل «پروردن» تشکیل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و ده حرفی برای طراحان جدول «بناز پروردن» است. از دیگر پاسخهای مشابه میتوان به نازپروردن یا لوس کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لوس کردن و بزرگ کردن کسی در ناز و نعمت از افعالی نظیر Pamper و Spoil استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «دَلَّلَ» دقیقترین برگردان برای لوس کردن است. همچنین مفهوم ناز و نعمت دادن در قرآن با واژه «إِتْرَاف» آمده است؛ مانند آیه «وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا».
به فارسی
از واژهها و عبارات هممعنی فارسی میتوان به «نازپروردن»، «لوس کردن»، «متنعم ساختن»، «گرامی داشتن» و «به ناز و نعمت بزرگ کردن» اشاره کرد. ریشه این عبارت کاملاً فارسی (ایرانی سره) است؛ «ناز» ریشه پهلوی دارد و «پروردن» از واژه ایرانی باستان pari-bar به معنی گرداگرد حفظ کردن آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و نمادشناسی، مفهوم بناز پروردن با «گل گلخانهای» (موجود ظریفی که تحمل باد و طوفان بیرون را ندارد)، «گهواره یا قنداق ابریشمی» و اصطلاح «قاشق نقره یا طلا در دهان داشتن» به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بناز پروردن
عبارت «بناز پروردن» یک ترکیب فعلی اصیل و سره فارسی است که پیشینهای کهن در ادبیات ایران دارد و در اشعار بزرگان نظیر فردوسی به کار رفته است. این اصطلاح به رویکردی در تربیت و پرورش اشاره دارد که در آن فرد در میان انبوهی از رفاه، آسایش، نعمت و محبت افراطی بزرگ میشود، به طوری که از چشیدن طعم سختیهای روزگار محروم میماند.
اگرچه این عبارت ریشه کاملاً ایرانی دارد و مستقیماً در متون غیرفارسی دیده نمیشود، اما معادلهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی برای آن وجود دارد. در فرهنگ نمادین، فردی که اینگونه پرورش یافته را به گل گلخانهای تشبیه میکنند که در برابر ناملایمات محیطی بسیار شکننده است.