یعنی چه
این واژه اشاره به تبار انسانی دارد و بیانگر موجودی است که از نسل آدم (نخستین انسان) به شمار میآید. در ادبیات فارسی، این عبارت اغلب برای تأکید بر ویژگیهای ذاتی بشر، از جمله فانی بودن، دارا بودن عقل و شهوت و جایزالخطا بودن به کار میرود.
مترادف
واژگانی چون انسان، بشر، آدمی، بنیآدم و خاکی در متون مختلف به عنوان مترادف برای آدمیزاد استفاده میشوند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «آدَمیزاد» است که از دو بخش «آدمی» و «زاد» تشکیل شده و با تکیه روی هجای «زاد» بیان میشود.
در جدول
این کلمه دارای ۷ حرف است و در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان مترادف برای بشر یا انسان استفاده میشود.
به انگلیسی
معادلهای رایج این واژه در زبان انگلیسی عبارتند از Human، Human being و در متون ادبی Mortal به معنای فانی.
به عربی
در زبان عربی از واژگان إنسان، بَشَر و ترکیب اِبنُ آدم برای بیان مفهوم آدمیزاد استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آدمیزاد
آدمیزاد واژهای اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «آدم» و «زاد» ساخته شده و به معنای فرزند آدم یا همان انسان است. این واژه در فرهنگ فارسی بار معنایی عمیقی دارد و علاوه بر اشاره به هویت بیولوژیکی بشر، نمادی از ویژگیهای متناقض انسان، یعنی تضاد میان روح و جسم و توانایی انتخاب میان خیر و شر است.
در متون کلاسیک و عرفانی، استفاده از واژه «آدمیزاد» اغلب برای متمایز کردن انسان از سایر موجودات مانند دیو و فرشته به کار میرود. این کلمه بر فانی بودن انسان در برابر جاودانگی فرشتگان و همچنین جایزالخطا بودن او تأکید دارد و مفاهیمی نظیر کرامت انسانی و تعلق بشر به عالم خاک را تداعی میکند.