یعنی چه
به آثاری مکتوب و ادبی گفته میشود که بر خلاف شعر (منظوم)، وزن عروضی و قافیه اجباری ندارند و به زبان توده مردم یا نثر (چه ساده، چه مسجع و مصنوع) نوشته شدهاند؛ مانند حکایات، رمانها، مقالات و مکاتیب.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «اَدَبیّاتِ مَنْثور» است که واژه منثور با ث سه نقطه خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول ادبی، پاسخ این عبارت دقیقاً ۱۱ حرف دارد که خودِ ترکیب «ادبیات منثور» است. از پاسخهای مشابه دیگر میتوان به نثر ادبی یا متون نثری اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاح علمی و دقیق Prose literature استفاده میشود.
به عربی
در زبان و بلاغت عربی، این واژه را به صورت الأدب المنثور یا النثر الأدبی ترجمه و اصطلاح میکنند.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان هممعنی آن شامل ادبیات غیرمنظوم، متون نثری و نثر ادبی است. ریشه کلمه منثور عربی (ن ث ر) به معنی پراکنده و افشانده شده است.
نماد چیست
در سنت ادبی قدیم، «منثور» نماد مروارید و دُرِ ناسفته (به رشته نکشیده شده) است. شاعران، شعر را به عِقد منظوم (گردنبند به رشته کشیده شده) و نثر را به لؤلؤ منثور (مرواریدهای درخشان ولی آزاد و پخششده) تشبیه میکردند.
جمعبندی و توضیح کامل ادبیات منثور
ادبیات منثور جلوهای والا از آفرینشهای زبانی است که در قالب نثر پدید میآید. این گونهٔ ادبی بر خلاف شعر و نظم، خود را در بند وزن عروضی و قافیههای اجباری محصور نمیکند؛ بلکه با بهرهگیری از جادوی کلمات، بستر آزادی را برای انتقال مفاهیم، داستانها، حکایات، مقالات و مکاتیب فراهم میسازد. از شاهکارهای این حوزه در تاریخ زبان فارسی میتوان به گلستان سعدی و تاریخ بیهقی اشاره کرد.
واژه منثور از ریشه عربی به معنای افشانده و پراکنده است و علت این نامگذاری، رهایی کلمات در صفحه برخلاف ساختار منسجم و به رشته کشیده شدهی شعر است. جالب اینجاست که در سنت ادبی، شعر را به گردنبندی از مروارید و نثر یا همان ادبیات منثور را به مرواریدهای درخشان اما آزاد و پخششده تشبیه میکردهاند که نشان از ارزش یکسان و زیبایی منحصربهفرد هر دو قلمرو دارد.