یعنی چه
کاهدان در لغت به معنی انبار کاه و محلی فیزیکی است که در آن کاه، یونجه و علف خشک برای خوراک دامها جمعآوری و نگهداری میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح اول و سکون هاء خوانده میشود و در گویشهای محلی گاهی به صورت روانتر «کَهدان» نیز تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «انبار کاه» یا «محل نگهداری علف»، واژه ۶ حرفی کاهدان یا معادلهای آن قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به ساختار دقیق بنا، از واژههای مختلفی برای اشاره به محل نگهداری علوفه و کاه استفاده میشود.
به فارسی
این کلمه کاملاً فارسی و مرکب است که از «کاه» (ساقه خشک غلات) و پسوند مکان «دان» تشکیل شده و برابرهای اصیل آن شامل کَهدان و کاهانبار میشود.
نماد چیست
کاهدان در ضربالمثلهای فارسی نماد بیارزشی و خطای بزرگ است؛ مانند «دزد نادان به کاهدان میزند» کنایه از نابلدی، و «کاه از تو نیست، کاهدان از توست» کنایه از زیادهروی در مصرف مال مفت.
جمعبندی و توضیح کامل کاهدان
واژه «کاهدان» یک اسم مکان اصیل و مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «کاه» و پسوند ظرفیت و مکان «دان» ساخته شده است. این واژه در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا و معین به عنوان محل انبار کردن و نگهداری کاه و علوفه خشک چهارپایان تعریف شده و در جوامع سنتی و کشاورزی کاربرد فراوانی داشته است.
در فرهنگ و ادبیات عامه ایران، کاهدان فراتر از یک مکان فیزیکی، وارد ضربالمثلها شده و کاربردی کنایی پیدا کرده است. این واژه معمولاً برای نشان دادن بیارزشی یک هدف یا اشتباهات فاحش ناشی از جهالت به کار میرود؛ برای نمونه وقتی فردی بدون شناخت و مهارت دست به کاری میزند و به جای سود، زیان یا چیز بیارزشی نصیبش میشود، میگویند به کاهدان زده است.