یعنی چه
واژه محروم در لغت به معنای کسی است که از خیر، نیکی، یا نعمتی بازداشته شده و بینصیب مانده است. این کلمه اسم مفعول از ریشه عربی «حرم» است و به فرد یا جامعهای اطلاق میشود که از حقوق طبیعی، مادی یا امکانات رفاهی محروم شده باشد.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل محروم را میرسانند، بر داشتن نعمت، دسترسی کامل به امکانات و موفقیت در رسیدن به خواسته دلالت دارند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه پنج حرفی «محروم» یا معادلهای آن مانند «بینصیب» و «بیبهره» به عنوان پاسخ گزینههای مربوط به فقر یا بیبهرهگی استفاده میشوند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم محروم در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از واژگانی که نشاندهنده کمبود امکانات، فقر مادی یا حذف از فرصتهای اجتماعی هستند استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از مادة «ح ر م» بر وزن اسم مفعول است. در بافت قرآنی نیز به نیازمندانی که به خاطر شرم و حیا وضعیت خود را پنهان میکنند و در نتیجه از کمکها بینصیب میمانند، المحروم گفته شده است.
به فارسی
برابرهای پارسی واژه محروم شامل اصطلاحاتی چون بیبهره، بینصیب، ناکام و نامراد است که در بافتهای اقتصادی و اجتماعی به شکل تهیدست و نیازمند نیز تعبیر میشود.
نماد چیست
واژه محروم در ادبیات کلاسیک یا فرهنگ عامه دارای نماد تصویری یا جانوریِ مستقل و ثبتشدهای نیست؛ اما در جامعهشناسی مدرن و زبان عامه، به عنوان نمادی از طبقه مستضعف، نابرابریهای اجتماعی، فقر و حذف از فرصتهای برابر شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل محروم
واژه «محروم» ریشه در زبان عربی دارد و از مادة «ح ر م» گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی به عنوان صفت برای فرد یا گروهی به کار میرود که به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی یا معنوی از حقوق، امکانات و نعماتی که حق طبیعی آنهاست، بازداشته شده و بینصیب ماندهاند.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، محروم معنای لطیفی دارد و به نیازمندِ خویشتنداری اطلاق میشود که به خاطر حفظ آبرو، فقر خود را آشکار نمیسازد و مردم گمان میکنند بینیاز است. این واژه بار اجتماعی و اخلاقی قوی در زبان فارسی دارد و بر لزوم برقراری عدالت و حمایت از اقشار آسیبپذیر تاکید میکند.