یعنی چه
مرتسم شدن در زبان فارسی به معنای مصور شدن، رسم شدن و پدیدار شدن اثر یا تصویری بر روی یک سطح است. در کاربردهای معنوی و ادبی، این واژه بیشتر به حک شدن و ماندگار شدن یک فکر، خاطره یا مفهوم در ذهن، حافظه یا آینهٔ دل اشاره دارد؛ به طوری که اثر آن پایدار و غیرقابل حذف باشد. همچنین در متون قدیمی گاه به معنای مطیع و فرمانبردار شدن نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه ترکیبی از «مُرتَسِم» (بر وزن مُفتَعِل، اسم مفعول یا اسم فاعل از باب افتعال در زبان عربی) و فعل کمکی «شدن» در فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «مرتسم شدن» دقیقاً ۸ حرف دارد. از مترادفهای رایج آن که در جدولها کاربرد دارند میتوان به «نقش بستن» یا «منقوش شدن» اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در انگلیسی، بسته به بافت متن از عباراتی که به حک شدن ذهنی یا ترسیم فیزیکی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
ریشهٔ اصلی این کلمه عربی است و در خود زبان عربی نیز فعل «ارتسم» یا «انطبع» دقیقاً همین معنای شکلگیری اثر و تصویر را افاده میکند.
به فارسی
برگردانها و سرهگراییهای اصیل فارسی برای این عبارت شامل «نقش بستن»، «برجای ماندن اثر» و «دریافت شدن تصویر در اندیشه» است. در شاهدهای ادبی مانند چهارمقاله نظامی عروضی آمده است: «تا طرق و انواع شعر در طبع او مرتسم شود و عیب و هنر شعر بر صحیفهٔ خرد او منقش گردد.»
نماد چیست
در نشانهشناسی و ادبیات عرفانی، مرتسم شدن نمادِ «اثر پایدار و غیرقابل حذف» است. این واژه تجسمبخشِ نقش بستن حقیقت الهی در دل انسان یا ثبت ابدی یک خاطره و معرفت در لوح ضمیر به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مرتسم شدن
عبارت «مرتسم شدن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب اسم مفعول عربی «مُرتَسَم» یا اسم فاعل «مُرتَسِم» (از ریشه رسم و باب افتعال) با فعل «شدن» ساخته شده است. این واژه در اصل به معنای کشیده شدن، تصویر شدن یا قرار گرفتن نقش و نگار بر روی یک صفحه یا سطح فیزیکی است، اما کاربرد عمده و زیباشناختی آن در ادبیات فارسی، به امور ذهنی و معنوی بازمیگردد.
هنگامی که یک مفهوم، اندیشه، تصویر یا خاطره در ذهن یا قلب کسی «مرتسم میشود»، یعنی آن چنان اثر عمیق و ثابتی از خود به جای میگذارد که گویی روی لوح جان یا صحیفهٔ خرد حک شده است و به سادگی محو نمیشود. این اصطلاح در متون کلاسیک آموزشی و ادبی به خوبی نشاندهندهٔ فرآیند یادگیری عمیق و ملکهشدن دانش در طبع و نهاد انسان است.