یعنی چه
نفسپرست به فردی گفته میشود که غلبه و حاکمیتِ نفس (ego) بر عقل و اخلاق او مشهود است. این شخص خواهشهای آنی، مادی و غریزی خود را مبنای عمل قرار میدهد و به جای پیروی از خرد، معنویت یا اصول انسانی، تنها در پی ارضای هوسها و خودخواهیهای خویش است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «نَفْس» (به سکون فاء و سین) و «پَرَست» (بن مضارع از پرستیدن) ترکیب شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع پیرو هوای نفس یا خودپرست، کلمه «نفس پرست» با ۷ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
بر اساس بافتار متن میتوان از معادلهای دقیق فوق برای انتقال مفهوم استفاده کرد.
به فارسی
واژگان هممعنی و مترادف فارسی این کلمه شامل خودخواه، لذتطلب افراطی، عیاش و خویشپرست است که همگی بار معنایی منفی دارند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ اخلاقی ما، نفسپرستی نماد بتِ درون انسان، خودِ سرکش و انسان گرفتار در چاه منیت و امیال دنیوی است که در نقطه مقابل عقل، روح الهی، عشق حقیقی و سلوک اخلاقی قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل نفس پرست
واژه «نفسپرست» یک ترکیب وصفی-کنایی ساختیافته از واژه عربی «نفس» (به معنای ذات یا منبع تمایلات غریزی) و پسوند فارسی «پرست» (از ریشه پرستیدن) است. این اصطلاح در متون کلاسیک، اشعار شعرا (مانند سعدی) و مباحث اخلاقی برای توصیف افرادی به کار میرود که غرازی و خواهشهای تن را معبود خود قرار دادهاند و چشم بر روی فضائل انسانی و خرد بستهاند.
اگرچه خودِ لفظ ترکیبی «نفسپرست» در متن قرآن کریم عیناً نیامده است، اما مفهوم آن کاملاً قرآنی و مضموم است؛ به طوری که در آیه ۴۳ سوره فرقان با تعبیر «أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ» به صراحت کسانی که هوای نفسشان را خدای خود قرار دادهاند، توبیخ شدهاند. متضاد این مفهوم، مفاهیمی چون خویشتنداری، پارسایی، تقوا و فروتنی است.