یعنی چه
ترکیب «عیش و تنعم» در زبان فارسی به معنای زیستن در ناز و نعمت، برخورداری از رفاه مادی فراوان، فراغ بال و مرفه بودن است. این اصطلاح معمولاً به یک سبک زندگی لذتجویانه و به دور از سختی و محنت اشاره دارد که در آن فرد از تمامی امکانات و خوشیهای مادی بهرهمند است.
تلفظ
واژه اول «عَیش» با فتح عین و سکون یاء، و واژه دوم «تَنَعُّم» با فتح تاء و نون و تشدید و ضم عین تلفظ میشود و واو عطف در میان آنها به صورت ضمه (وُ) خوانده میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، این ترکیب ۸ حرفی به عنوان پاسخ طراحان برای راهنماهایی همچون «زندگی مرفه»، «خوشگذرانی و ناز و نعمت» یا «رفاه مادی» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم این ترکیب ادبی از عباراتی استفاده میشود که همزمان به رفاه مادی (Luxury/Affluence) و لذتجویی (Pleasure/Indulgence) اشاره دارند.
به عربی
هر دو واژه ریشه در زبان عربی دارند. در متون عربی، ترکیبات مشابه برای رساندن این معنا شامل زندگی در ناز و نعمت فراوان و به دور از مشقت است.
به فارسی
برابرهای اصیل و سره فارسی که میتوانند جایگزین این ترکیب عربیالاصل شوند شامل واژگانی چون خوشزیستی، فراخزیستی، شادخواری، کامرانی و زندگانی مرفه هستند.
در قرآن
عین ترکیب «عیش و تنعم» در قرآن نیامده است، اما ریشههای آن به وفور یافت میشوند. به عنوان نمونه، واژه «عیشة راضیة» (زندگی پسندیده) در سورههای حاقه و قارعه برای بهشتیان آمده است. همچنین واژه «نَعْمَة» در آیه ۲۷ سوره دخان («وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ») به رفاه و تنعم غافلکنندهای اشاره دارد که کافران در دنیا از آن برخوردار بودند و به سبب آن سرزنش شدند.
جمعبندی و توضیح کامل عیش و تنعم
ترکیب «عیش و تنعم» از دو واژه با ریشه عربی ساخته شده و در زبان و ادبیات فارسی معنای زندگی در کمال رفاه، آسایش، و بهرهمندی کامل از لذتهای مادی و دنیوی را به خود گرفته است. این اصطلاح فراتر از یک معیشت ساده، به نوعی از زیستن اشاره دارد که با خوشگذرانی، بیخیالی و دوری از هرگونه رنج و محنت همراه است.
در ادبیات کلاسیک فارسی بهویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ و سعدی، عیش و تنعم معمولاً به عنوان نمادی از پایداری پوشالی، دنیاگرایی و غفلت از حقایق معنوی تصویر میشود. شاعران عارفمسلک غالباً این سبک زندگی را در تقابل با زهد، قناعت، و سختیهای راه عشق و معرفت قرار میدهند و به ناپایداری این خوشیهای دنیوی اشاره میکنند؛ چنانکه حافظ متذکر میشود دوام عیش و تنعم با شیوه و رسم عاشقی سازگار نیست.