یعنی چه
در اصطلاح لغوی به معنای کشیدن افسار و جلوگیر اسب (زمام مرکب) جهت مهار یا متوقف کردن حرکت آن است. در کاربرد مجازی و کنایی، این عبارت به معنای ایستادن، توقف کردن، بازایستادن از حرکت، درنگ و تأمل کردن، یا خودداری و مهار کردن نفس در برابر تمایلات و شهوات به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب مضاف و فعلی به صورت «عِنان کِشیدَن» (e'nān kešidan) است که در آن حرف عین دارای کسره میباشد.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «عنان کشیدن» (۹ حرف) یا واژههایی چون «توقف»، «درنگ» و «خویشتن داری» باشد.
به انگلیسی
اصطلاح فیزیکی و کنایی آن در زبان انگلیسی با عبارت To rein in یا To pull the reins قرابت کامل دارد.
به عربی
در زبان عربی از ترکیب کبح العنان یا إمساک العنان برای رساندن دقیق این مفهوم کنایی و مادی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالص یا رایج فارسی آن شامل تعابیری چون افسار کشیدن، مهار کردن، بازایستادن، درنگ کردن و پا سست کردن است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات فارسی و عرفانی نماد مهار کردن نفس اماره، حکومت بر تمایلات درونی، صبر، تدبیر و کنترل قدرت است. سواری که عنان میکشد، سالکی است که از تندروی و طغیان غرایز خود جلوگیری میکند.
جمعبندی و توضیح کامل عنان کشیدن
اصطلاح «عنان کشیدن» یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «عنان» (به معنی افسار و لگام اسب) و فعل فارسی «کشیدن» شکل گرفته است. این عبارت در معنای مادی خود به متوقف کردن مرکب با کشیدن بند لجام اشاره دارد، اما در ادبیات منظوم و منثور فارسی بیشتر در معنای کنایی آن یعنی تأمل، درنگ، آهسته راندن و به ویژه مهار کردن هوا و هوسهای نفسانی به کار میرود.
شعرای بزرگی مانند حافظ از این تعبیر برای دعوت به آرامش، تفکر و شنیدن دادخواهی دیگران استفاده کردهاند؛ آنجا که میفرماید «عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن» که نشاندهنده حرکت متین و توأم با مهار تندرویهاست. این واژه در فرهنگهای لغت برجستهای چون دهخدا و معین به عنوان نمادی از تسلط عقل بر شهوت و قدرت ضبط نفس شناخته میشود.