یعنی چه
مسامحه در لغت به معنی سخت نگرفتن، به نرمی رفتار کردن با دیگران و گذشت است. با این حال، در زبان فارسی امروزی این واژه بیشتر بار معنایی منفی به خود گرفته و به معنای تنبلی، پشتگوش انداختن، تعلل و اهمالکاری در انجام وظایف استفاده میشود.
ریشه
این کلمه مصدر باب مفاعله از ریشه ثلاثی مجرد «سَمَحَ» است. ریشه اصلی آن در زبان عربی به مفاهیمی چون بخشش، جود، گشادگی و آزادی اشاره دارد که با رفتن به باب مفاعله، معنای طرفینی و تعاملیِ آسانگیری و مدارای متقابل را پیدا کرده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف میم اول، فتح روی حرف ميم دوم و کسر روی حرف حاء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه مسامحه معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحان سوال با راهنماهایی چون «سهلانگاری»، «کوتاهی در کار» یا «مدارا و آسانگیری» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به اینکه مسامحه در متن به معنای منفی (تنبلی و اهمال) یا معنای مثبت (گذشت و سازش) به کار رفته باشد، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در زبان عربی معاصر، خودِ واژه «مسامحة» بیشتر در همان معنای اصیلِ گذشت و بخشش به کار میرود و برای رساندن معنای منفیِ فارسی، از واژههایی چون اهمال استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی سره و واژگان جایگزین برای مسامحه شامل «آسانگیری» و «نرمخویی» (در وجه مثبت) و «سستی»، «پشتگوشاندازی» و «کوتاهی» (در وجه منفی) هستند.
نماد چیست
این واژه دو روی یک سکه است؛ در فرهنگ ادبی و نگاه مثبت، نماد کبوتر سفید، شاخه زیتون یا دستهای به هم فشرده است که رواداری و سازش را نشان میدهد. در نگاه اخلاقی و منفی، نماد ساعت شنی رها شده یا ساعت در حال ذوب شدن است که تنبلی، طفره رفتن و هدر دادن زمان را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل مسامحه
واژه مسامحه از نمونههای جالب کلمات وارد شده از زبان عربی به فارسی است که دچار تحول معنایی (تطور دلالت) شده است. این واژه در ریشه و تبار اصلی خود کاملاً بار مثبت دارد و بر مدارا، سعه صدر، نرمخویی و گذشت دلالت میکند؛ به طوری که در متون کهن و احادیث اسلامی نیز شاخصهای از دینداریِ آسان و بیتکلف به شمار میرود.
با این حال، در رفتارشناسی اجتماعی فارسیزبانان به مرور زمان، معنای این واژه به سمت و سوی منفی گرایش پیدا کرده است. امروزه وقتی صحبت از مسامحه میشود، ذهنها بیشتر به جای آنکه به سمت صلح و رواداری برود، متوجه کاهلی، غفلت، تعلل در وظایف و نوعی بیمسئولیتی زیانبار یا همان اهمالکاری میشود.
در تفاوت ظریف آن با واژههای همخانوادهاش باید گفت که «تسامح» و «تساهل» همچنان بار مثبت و فلسفی خود را در معنای رواداری و برتابیدن افکار دیگران حفظ کردهاند، در حالی که «مسامحه» جایگاه خود را به عنوان مترادفِ سستی و کوتاهیِ غیرقابل قبول در انجام امور تثبیت کرده است.