یعنی چه
زیبایی حاصل مصدر از صفت «زیبا» است. این واژه در لغت به معنای قشنگی، حسن، جمال، لطافت و ظرافت به کار میرود و در اصطلاح به هر نوع نظم، هماهنگی و تناسبی گفته میشود که عقل، تخیل و تمایلات عالی انسان را تحریک کند و لذت ادراکی پدید آورد. در قدمت ادبی نیز به معنای برازندگی، لیاقت و شایستگی استفاده شده است.
مترادف
این واژهها در متون مختلف برای اشاره به جلوههای ظاهری و معنوی امر زیبا به کار میروند.
متضاد
کلماتی که بیانگر عدم تناسب، دوری از جلوه و ناخوشایندی ظاهری یا باطنی هستند.
در جدول
در سؤالات جدول کلماتی مانند جمال، حسن و قشنگی نیز به عنوان پاسخهای جایگزین بر حسب تعداد حروف کاربرد دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادلها برای توصیف زیبایی، ظرافت و وقار در زبان انگلیسی.
به عربی
واژههای محوری در زبان عربی که در متون دینی و ادبی برای مفاهیم زیبایی ظاهری و معنوی به کار میروند.
به ترکی
معادل دقیق واژه زیبایی در زبان ترکی استانبولی.
جمعبندی و توضیح کامل زیبایی
واژه «زیبایی» حاصل مصدر از صفت «زیبا» است که ریشه تاریخی آن در زبان پهلوی به واژه zēb بازمیگردد و با مفاهیمی چون برازندگی، درخشش و آراستگی پیوند دارد. این مفهوم در فرهنگها و ادبیات جهان همواره نمادی از هماهنگی، تعادل، خیر و کمال بوده و در طبیعت با عناصری چون گل رز، طاووس و ماه کامل جلوه پیدا میکند.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، اگرچه واژه فارسی زیبایی مستقیماً وجود ندارد، اما مفاهیم معادل آن در قالب واژگانی چون «جمال»، «حسن» و «زینت» به وفور دیده میشوند که هم به آراستگیهای ظاهری جهان و هم به کمالات باطنی و معنوی اشاره دارند. زیبایی شناسی در ادبیات فارسی نیز همواره جایگاه ویژهای داشته و پدیدههای مختلف بر اساس شایستگی و موزون بودن سنجیده میشدهاند.