یعنی چه
واژهٔ «اوحله» یک فعل ماضی از باب افعال (ریشه عربی و-ح-ل) است که در متون کهن و لغتنامههای فارسی مانند دهخدا ذیل مصدر «ایحال» به آن اشاره شده است. این کلمه در معنای حقیقی به معنی «در گِل انداختن» و در مفهوم کنایی و مجازی به معنای «به دام انداختن، آلوده کردن یا دچار کردن کسی به مصیبت و گرفتاری سخت» به کار میرود. همچنین این کلمه نام یک قلعه و روستای تاریخی متعلق به عصر آهن در امارت فجیره است.
تلفظ
این کلمه به صورت فَتْحه بر روی همزه و واو ساکن یعنی «اَوحَلَ» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «در گِل افکندن» یا «به بدی دچار کردن» با ساختار پنج حرفی، واژهٔ «اوحله» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بر اساس مفاهیم حقیقی و کنایی آن شامل عباراتی است که به زمینگیر شدن یا در تنگنا قرار گرفتن اشاره دارند.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان فارسی این واژه در ادبیات شامل اصطلاحاتی چون «به دام انداختن»، «آلوده کردن»، «گرفتار کردن» و «در تنگنا قرار دادن» است.
نماد چیست
برای خودِ لفظ «اوحله» نماد اصطلاحی خاصی تعریف نشده است؛ اما کلمهٔ پایه و ریشهٔ آن یعنی «وحل» (به معنی گِل و لای) در ادبیات منظوم و منثور، نمادی از لغزشهای مادی، گرفتاریهای دنیوی، گمراهی و سقوط اخلاقی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اوحله
واژهٔ «اوحله» یک فعل و ریشهٔ اصیل فارسی نیست، بلکه فعلی عربی از ریشه «و-ح-ل» (ماضی از باب افعال) است که در لغتنامههای کهن فارسی مانند دهخدا ذیل مصدر «ایحال» ثبت شده است. این واژه در معنای لغوی و حقیقی خود به معنای «در گِل و لای افکندن» است، اما در کاربردهای ادبی و کنایی، به مفهوم دچار کردن کسی به سختی، بدی، لغزش یا گرفتاریهای عمیق دنیوی استفاده میشود.
از سوی دیگر، در بررسیهای جغرافیایی و تاریخی، «اوحله» نام یک روستا و قلعهٔ باستانی مشهور در امارت فجیره است که قدمت آن به عصر آهن بازمیگردد. بنابراین، این کلمه بسته به متن، یا یک فعل کهن ادبی با مضمون گرفتار کردن است یا اشاره به یک مکان جغرافیایی تاریخی دارد.
در مواردی نیز ممکن است این کلمه با واژهٔ ترکی «اویله» (öyle) به معنی چنین و اینگونه، یا واژهٔ عربی/فارسی «وهله» به معنی لحظه و نوبت اشتباه گرفته شود؛ اما صورت دقیقِ ثبتشدهٔ پنجحرفی آن در لغتنامهها همان فعلِ به گِل نشاندن و کنایه از تورط و آلوده کردن است.