یعنی چه
واژهٔ «قنطر» در متون و فرهنگهای کهن لغوی به دو معنای اصلی به کار رفته است؛ نخست به معنای سختی، گرفتاری، بلا و مصیبت بزرگ (داهیه) و دوم به عنوان نام مرغی مایل به سیاهی که آواز میخواند و به آن فاخته یا دبسی نیز میگویند. این کلمه همچنین به عنوان ریشهٔ چهارحرفی واژگانی چون قنطره و قنطار شناخته میشود.
تلفظ
این واژه در متون لغوی غالباً به صورت «قَنْطَر» (با فتح قاف و سکون نون) تلفظ میشود. در برخی کاربردهای کهن برای اشاره به معنای بلا و محنت، به صورت خاص نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، کلمهٔ «قنطر» دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به سؤالاتی با عنوان «بلا و سختی» یا «ریشهٔ پل و ثروت زیاد» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
با توجه به معانی مختلف، برای معنای بلا و سختی از واژگان Calamity یا Hardship استفاده میشود. اگر منظور همخانوادههای آن باشد، برای قنطره واژهٔ Bridge و برای قنطار واژهٔ Qintar به کار میرود.
در قرآن
خود واژهٔ مجرد «قنطر» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما مشتقات و همخانوادههای آن مانند «بِقِنْطَارٍ» (آیه ۷۵ آلعمران)، «قِنْطَاراً» (آیه ۲۰ نساء) و «الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ» (آیه ۱۴ آلعمران) جمعاً ۴ بار به کار رفتهاند که همگی به معنای ثروت کلان، گنجینه و مال فراوانِ انباشته هستند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک نماد اصطلاحیِ مستقلی ندارد، اما با توجه به ریشه و معانی همخانوادهاش، در معنای مجاز گاه نمادِ «آزمون و ابتلاء سخت زندگی» (به دلیل معنای بلا) و گاه نماد «اتصال و گذر» (به دلیل قنطره) یا «دنیاطلبی و ثروت عظیم» (به دلیل قنطار) است.
جمعبندی و توضیح کامل قنطر
واژهٔ «قنطر» یک واژهٔ کهن با ریشهای چهارحرفی است که در فرهنگهای لغت به معانی متفاوتی از جمله سختی و بلا، یا نوعی پرندهٔ خوشآواز مایل به سیاهی (فاخته) معنی شده است. این کلمه در فارسی امروز به صورت مجرد کاربرد زیادی ندارد، اما مشتقات آن نقش مهمی در زبان و ادبیات دارند.
دو همخانوادهٔ بسیار معروف این واژه «قنطره» به معنای پل یا بنای طاقدار و «قنطار» به معنای مال کثیر، ثروت هنگفت یا واحد سنجش وزن هستند. از منظر ریشهشناسی تاریخی، برخی زبانشناسان اصل این خانوادهٔ واژگانی را وامگرفته از واژگان رومی و یونانی باستان (مانند Centenarium به معنی صدتایی) میدانند که وارد زبان عربی و سپس فارسی شده است.
در قرآن کریم نیز اگرچه خود کلمه به صورت مجرد نیامده، اما مشتقات آن ۴ بار برای اشاره به داراییهای کلان و گنجینههای رویهمانباشته (قناطیر مقنطره) به کار رفتهاند؛ جایی که وجه تسمیهٔ ثروت به قنطار را استواری بخشیدن به زندگی یا عاملی برای عبور از سختیها (مانند پل) دانستهاند.