یعنی چه
تباهی در زبان فارسی اسم مصدر از ریشهٔ «تباه» است. این واژه به حالت یا فرایند رو به زوال رفتن، فاسد شدن، از دست رفتن ارزش، یا نابودی کامل یک پدیده مادی یا معنوی اشاره دارد و به معنای ضایع شدن و پریشانحالی نیز به کار میرود.
مترادف
این واژهها در متون مختلف ادبی و معاصر برای رساندن مفهوم از دست رفتن ساختار یا ارزش یک چیز، به جای تباهی استفاده میشوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم سازندگی، اصلاح، پایداری و بهبود را در نقطه مقابل ویرانی و فساد نشان میدهند.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، واژهٔ «تباهی» دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایِ «نابودی»، «فساد» یا «ویرانی» طراح میشود.
به انگلیسی
بسته به متن (مادی، اخلاقی یا فیزیکی)، واژگان انگلیسی متفاوتی برای انتقال مفهوم تباهی به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی و فرهنگ قرآنی، مفاهیمی چون «حبط» (تباه شدن اعمال) و «فساد» نزدیکترین برابرهای معنایی واژهٔ تباهی هستند.
نماد چیست
در ادبیات، هنر و فرهنگ عامه، تباهی به عنوان نماد بارزی از افت اخلاقی و اجتماعی، خزان عمر، فروپاشی شکوه انسانیت یا تمدنها شناخته میشود. عناصر بصری و طبیعی مانند جغد نشسته بر خرابهها، خاکسترِ بهجامانده از آتش و سیاهی تاریکی، تداعیکنندهٔ این مفهوم هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تباهی
واژهٔ «تباهی» یکی از اصیلترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه (پهلوی) دارد و از گذشته تا کنون دستخوش تغییر معنایی زیادی نشده است. این واژه هم در ساحت مادی (مانند ویرانی ابنیه و پوسیدگی اجسام) و هم در ساحت معنوی و اخلاقی (مانند گمراهی، انحطاط جوامع و حبط اعمال) کاربرد گستردهای دارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، تباهی نقطه مقابل اصطلاحاتی چون آبادی، صلاح و سامان قرار میگیرد و شاعران و نویسندگان همواره از آن برای هشدار دادن نسبت به زوال ارزشهای انسانی، گذر زمان و عاقبتِ ستم یا غفلت استفاده کردهاند. اگرچه خود این واژه در متون کهن عربی یا قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم مترادف آن مانند فساد و هلاک، بارها برای توصیف عاقبت ناگوار جوامع به کار رفته است.