یعنی چه
منخر در لغت به معنی سوراخ بینی و مجرای عبور هوا در دستگاه تنفسی است. این واژه در متون کهن به عنوان یکی از اندامهای صورت مطرح میشود و در حالت تثنیه به صورت «منخرین» (دو سوراخ بینی) و در حالت جمع به صورت «مناخر» به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و متون کهن فارسی با فتح میم و سکون نون (مَنْخَر) یا با کسر میم (مِنْخَر) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سوراخ بینی»، واژه چهار حرفی «منخر» یا واژه پنج حرفی «خیشوم» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادل دقیق انگلیسی برای هر یک از سوراخهای بینی واژه Nostril است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان عربی معیار نیز به همین صورت یا به صورت کنایی «ثقب الأنف» استفاده میشود.
به فارسی
رایجترین و دقیقترین برگردان و معادل فارسی این کلمه، همان اصطلاح «سوراخ بینی» یا واژه «خیشوم» است.
در قرآن
خود کلمه «منخر» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، واژهای همریشه با آن از ماده (ن-خ-ر) یعنی «نَخِرَة» به معنی پوسیده و متلاشی شده، یک بار در آیه ۱۱ سوره نازعات («أَإِذَا کُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً») آمده است. توجه شود که این واژه با کلمه «منکر» کاملاً تفاوت دارد.
جمعبندی و توضیح کامل منخر
واژه «منخر» یک لغت اصیل عربی به معنی سوراخ بینی است که به زبان ادبی فارسی نیز راه یافته است. این کلمه از ریشه ثلاثی (ن-خ-ر) مشتق شده که در اصل به معنای دمیدن یا ایجاد صدا از بینی (مانند خرخر) است. در حالتهای تثنیه و جمع به صورت «منخرین» و «مناخر» در متون کهن به وفور دیده میشود.
در ادبیات فارسی و عربی، این واژه کاربردهای کنایی زیبایی نیز دارد؛ برای نمونه، اصطلاح «باد در مناخر انداختن» کنایه از تکبر، غرور و افاده آمدن است و عبارت «ساجد المنخر» مجازاً برای نشان دادن فروتنی شدید یا به خاک مالیده شدن بینی و ذلت استفاده میشود.
علاوه بر کاربرد آن در کالبدشناسی، در نجوم و ستارهشناسی کهن نیز واژه «منخر» (یا منخر الحوت) به عنوان نام ستاره آلفا در صورت فلکی نهنگ (قیطس) شناخته میشود که نشاندهنده موقعیت بینی یا دهان این موجود افسانهای در نقشههای قدیمی آسمان است.