یعنی چه
«رطلی» صفت نسبی است که در معنای نخست به چیزی که با معیار و واحد وزن «رَطْل» (پوند تاریخی) سنجیده یا اندازهگیری میشود اشاره دارد. در اصطلاحات ادبی، عرفانی و کهن فارسی، این واژه به معنی کسی است که رطلِ باده میکشد؛ یعنی بادهنوش، شرابخوار و کسی که از شراب معرفت و عشق به مستی و شهود رسیده است.
تلفظ
این واژه به دو صورت «رَطْلی» (با فتح راء) و «رِطْلی» (با کسر راء) در متون لغوی و کهن تلفظ میشود و در انتها به یاء نسبت ختم میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ واژهٔ «رطلی» دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است معادلهای آن نظیر «بادهنوش» یا «پیمانهای» نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
برای مفهوم وزنی و تاریخی آن از واژههای Ratal یا Pound-like استفاده میشود و در متون ادبی و عرفانی برای اشاره به شخص بادهنوش، کلماتی مانند Drinker به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی نیز این واژه با افزودن یاء نسبت به صورت «رِطْلِيّ» تلفظ و نگاشته میشود و به معنای منسوب به واحد وزن رطل است.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه در بستر تاریخ و ادبیات شامل «پیمانهای»، «وزنی» (در مفهوم سنجش) و «بادهنوش»، «میگسار» و «خراب» (در اصطلاح ادبی و شعر کهن) است.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و صوفیانه فارسی، رطل و رطلی بودن نماد و مظهر عبور از عقل حسابگر، غرق شدن در معرفتهای کلان و نوشیدن پیمانهٔ بزرگ عشق و شهود الهی است؛ چرا که رطل پیمانهای بزرگتر از ظرفهای معمولی بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل رطلی
واژهٔ «رطلی» یک صفت نسبی برخاسته از کلمهٔ «رِطل» یا «رَطل» است. ریشهٔ اولیه این واژه معرب شده از زبانهای آرامی و یونانی باستان (واژه Litra که بعداً پایه لیتر و پوند شد) است که وارد زبان عربی و سپس ادبیات فارسی شده است. در معنای مادی و قدیمی خود، به هر چیزی که بر اساس واحد وزنِ رطل سنجیده میشد، رطلی میگفتند.
با این حال، اوج تجلی این واژه در زبان فارسی مربوط به ادبیات عرفانی و شعر کهن است. از آنجا که رطل پیمانهای بزرگ برای سنجش مایعات و شراب بود، در اصطلاح شاعران به بادهنوشان بزرگ و عارفانی که از جام محبت الهی سرمست میشدند، «رطلی» یا «رطلیان» میگفتند. این واژه نماد رهایی از عقل مصلحتاندیش و غرق شدن در مستی عشق است.
در مجموع، این واژهٔ چهارحرفی امروزه کاربرد روزمره چندانی ندارد اما در متون کهن ادبی مانند اشعار نظامی گنجوی و خاقانی، به عنوان یکی از اصطلاحات کلیدی میخانه و عرفان به چشم میخورد.