یعنی چه
در فرهنگ عامیانه و اصطلاحات روزمره فارسی، این واژه به ویژگی یا رفتاری اشاره دارد که باعث سنگ روی یخ شدن، شرمندگی و منفعل شدن شخصی در جمع میشود. در سالهای اخیر، گاهی به عنوان گرتهبرداری از واژه انگلیسی boring به معنی کسلکننده و ملالآور نیز به کار میرود.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای عبارت «بور کننده» بر اساس تعداد حروف (۸ حرف) خود این واژه است، اما به عنوان راهنما معادلهای آن شامل خجلکننده یا ملالآور هستند.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از بور کردن، خجل کردن (اصطلاح عامیانه فارسی) باشد یا خسته کردن (وامواژه انگلیسی)، معادلهای متفاوتی در نظر گرفته میشود.
به عربی
برای مفهوم اصیل عامیانه آن از واژه مخجل (شرمآور) و برای مفهوم مدرن برگرفته از انگلیسی از واژه ممل استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این ترکیب شامل واژههای خجلکننده، ضایعکننده و ناامیدکننده در وجه عامیانه، و واژههای یکنواخت، تکراری و بیروح در وجه دوم معنایی آن است.
نماد چیست
این عبارت نماد فیزیکی یا تاریخی رسمی ندارد؛ اما در فرهنگ رفتاری، سرخ شدن گونهها و چهره به دلیل شرمزدگی (ریشه کلمه بور) و یا شکلک خمیازه به نشانه کسالت، مفاهیم نمادین مرتبط با آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بور کننده
واژه «بور کننده» اصطلاحی است که دو لایه معنایی متفاوت را در خود جای داده است. در لایه اول که ریشه در زبان عامیانه و اصیل فارسی دارد، صفت فاعلی از «بور کردن» است. کلمه بور در اصل به معنی سرخ و قهوهای است و کنایه از فردی دارد که از شدت شرمندگی و خجالت چهرهاش سرخ میشود؛ بنابراین بور کننده یعنی کسی یا رفتاری که باعث ضایع شدن و سنگ روی یخ شدن دیگری میشود.
در لایه دوم و مدرنتر، این ترکیب به دلیل شباهت آوایی با واژه انگلیسی Boring، گاهی در ترجمهها و گفتارهای نسل جوان به عنوان معادل خستهکننده و ملالآور به کار میرود که نوعی گرتهبرداری زبانی به شمار میآید. در مسابقات جدول و سرگرمی، شناخت هر دو جنبه معنایی به یافتن پاسخ دقیق کمک میکند.