یعنی چه
در علم منطق، وجودیه لادائمه به گزاره یا قضیهای گفته میشود که در آن حکم شده محمول برای موضوع در خارج محقق و فعلی است، اما این رابطه همیشگی و دائمی نیست؛ به عبارت دیگر، واقعهای اکنون برقرار است ولی تداوم همیشگی ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این اصطلاح فلسفی و منطقی به صورت «وُجودییِـه لا دائِـمِـه» (vوجودiyye-ye lā-dā'eme) است.
در جدول
این اصطلاح تخصصی منطق موجّهات در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخی ۱۳ حرفی برای طراحان سوالات فلسفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
در فلسفه و منطق غربی، برای انتقال مفهوم قضایای موجهات زمانی و فعلیِ غیر دائم از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب اصالتاً از متون منطق اسلامی و عربینویسان پس از ابنسینا وارد حوزه منطق ارسطویی شده است.
به فارسی
معادلسازی روان فارسی آن «گزاره وجودی غیر همیشگی» یا «قضیه فعلیه ناپایدار» است که نشان میدهد یک صفت یا حالت در حال حاضر وجود دارد اما زوالپذیر است.
در قرآن
عبارت «وجودیه لادائمه» یک اصطلاح ساختگی و تخصصی منطقدانان در قرون متأخر است؛ بنابراین در متن قرآن کریم به کار نرفته است، هرچند مفاهیم انتزاعی وجود، عدم و ناپایداری دنیا در آیات متعددی دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل وجودیه لادائمه
اصطلاح «وجودیه لادائمه» یکی از مباحث تخصصی در بخش موجّهات علم منطق سنتی (سینوی و پس از آن) است. این عبارت برای توصیف نوعی قضیه یا گزاره به کار میرود که در آن، صفت یا حکمی برای یک موضوع در خارج به طور واقعی محقق شده است، اما این تحقق جنبه همیشگی و ابدی ندارد. به عنوان مثال، وقتی میگوییم «هر انسانی بالفعل نفس میکشد، اما نه برای همیشه»، در حال بیان یک قضیه وجودیه لادائمه هستیم؛ چرا که نفس کشیدن در طول حیات واقعی است اما با مرگ قطع میشود.
این اصطلاح برخلاف ساختار لغویاش، هیچگونه کاربرد عمومی در زبان فارسی روزمره یا متون دینی مانند قرآن ندارد و صرفاً یک فرمولبندی دقیق در منطق قدیم برای تفکیک گزارههای دائمی از گزارههای موقت و مشروط به زمان است. شناخت این ترکیب به درک چگونگی تحلیل زمان و ضرورت در گزارههای فلسفی کمک میکند.