یعنی چه
این اصطلاح در گویش مازندرانی (طبری) به رفتار کسی اشاره دارد که از روی گرسنگی شدید یا شکمپرستی، کاسه یا ظرف غذا را با انگشت یا تکهای نان کاملاً پاک میکند و میلیسد؛ به طوری که هیچ چیزی از غذا باقی نماند.
تلفظ
تلفظ عامیانه و بومی این ترکیب در اصطلاحات محلی به صورت «بِمال دومال» است که بخش اول از فعل امر مالیدن و بخش دوم به عنوان تابع تأکیدی آن قرار میگیرد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان یک اصطلاح گویشی مازنی برای اشاره به پاک کردن ظرف غذا با ولع شناخته میشود و دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل فعلی دقیقی که این مفهوم کنایی را برساند شامل اصطلاحات مربوط به لیسیدن کامل ظرف یا قیدهای مرتبط با حریصانه غذا خوردن است.
به فارسی
معادلهای دقیق این اصطلاح بومی در زبان فارسی معیار شامل عباراتی چون «کاسهلیسی»، «پاک کردن ظرف غذا با نان»، و «تا آخرین ذره خوردن» است که همان معنای کنایی را منتقل میکنند.
نماد چیست
این واژه فاقد نماد مذهبی یا اسطورهای است، اما در فرهنگ عامه به عنوان نماد استعاری و کنایی برای شکمپرستی، اغراق در مصرف غذا، و حریصانه تمام کردن یک چیز تا آخرین حد ممکن به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بمال دومال
واژه «بمال دومال» یک اصطلاح اصیل، عامیانه و بومی متعلق به گویش مازندرانی (زبان طبری) است که در زبان فارسی معیار کاربرد رسمی ندارد. این عبارت از ترکیب فعل امر «بمال» (از ریشه مالیدن) و لفظ تباعی و تأکیدی «دومال» تشکیل شده است که در مجموع کنایه از مالیدن مکرر دست، انگشت یا تکهای نان به کف ظرف برای جمع کردن آخرین ذرات غذاست.
این اصطلاح به لحاظ معنایی به رفتار افرادی اشاره دارد که ظرف غذا را از روی گرسنگی مفرط یا ولع شدید چنان تمیز میکنند که نیازی به شستن آن باقی نمیماند. در فرهنگ لغات محلی کناره دریای خزر، این ترکیب نشاندهنده یک تصویرسازی عینی از نحوه غذا خوردن حریصانه است و مترادفهای فارسی آن مانند کاسهلیسی و ظرفلیسی به خوبی این مفهوم را بازتاب میدهند.