یعنی چه
در زبان فارسی اصیل و کهن، این واژه به معنای ظن بردن، پنداشتن و تصور کردن چیزی بر اساس احتمال و حدس ذهنی است؛ زمانی که شخص بدون داشتن یقین و قطعیت، درباره موضوعی پیشفرض یا برداشتی احتمالی دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این مصدر مرکب به صورت [گَ مانِ بُر دَ نْ] است که از دو واژه «گمانه» (با فتح گاف) و «بردن» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ مستقیم برای پرسشهای جدول کلمات متقاطع با تعداد حروف ۹ حرف، عبارت «گمانه بردن» است. واژههای مترادف کوتاه نیز به عنوان گزینههای جایگزین معرفی شدهاند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و سیاق متن، افعالی که مفهوم حدس زدن و ظن داشتن بدون مدرک قطعی را میرسانند، به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی، فعل «ظنّ» دقیقترین معادل برای رساندن مفهوم پندار و گمان غیرقطعی است و افعال دیگر مانند تخیّل و حزر نیز کاربردهای مشابهی دارند.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و واژههای همراستای این عبارت شامل مواردی چون انگاشتن، خیال کردن، پنداشتن، گمان کردن و گمانهزنی است که همگی بر عدم قطعیت دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل گمانه بردن
واژه «گمانه بردن» یک مصدر مرکب کنایی و ریشهدار در زبان فارسی و ادبیات کلاسیک است. ریشه واژه «گمان» به زبان پهلوی (Vimān) بازمیگردد که به معنای شک و تردید است. در اصطلاح مقنیان و حفرکنندگان قنات، «گمانه» به چاه یا نقب آزمایشی گفته میشد که پیش از کندن کامل قنات برای بررسی و تست وجود آب حفر میکردند؛ از این رو ترکیب «گمانه بردن» مجازاً به معنای پی بردن به چیزی از روی حدس، آزمایش ذهنی و احتمال، وارد ادبیات شده است.
این عبارت در شاهنامه فردوسی و متون کهن بارها در تقابل با واژه «یقین» استفاده شده و نشاندهنده دانش ناقص، برداشت احتمالی یا نگاه غیرقطعی انسان به یک پدیده است. اگرچه خود این ترکیب لفظی در قرآن کریم نیامده، اما از نظر معنایی کاملاً با مفهوم «ظنّ» (مانند آیه ان بعض الظن اثم) مطابقت دارد و نمایانگر حالتی ذهنی است که میان شک و یقین نوسان میکند.