یعنی چه
کفائی در لغت به معنی منسوب به کفایت، بس بودن و بینیاز کردن است. در اصطلاح فقهی و حقوقی، این واژه بیشتر در ترکیب «واجب کفائی» به کار میرود؛ یعنی وظیفه و تکلیفی که بر عهدهٔ تمام جامعه قرار دارد، اما اگر افراد به تعداد کافی آن را انجام دهند و نیاز برطرف شود، تکلیف از عهدهٔ سایرین برداشته میشود (مانند پزشکی، نجات غریق یا نماز میت).
تلفظ
این واژه به صورت کِفائی (با کسر کاف) تلفظ میشود.
به انگلیسی
در متون حقوقی و اسلامی برای معادل واجب کفائی از اصطلاحات تکالیف جمعی یا همگانی استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتی عربی دارد و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین صورت و در همین مفاهیم فقهی و اجتماعی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه شامل بسندگی، کافی بودن، تکمیلی و بینیازکننده است. در اصطلاح کاربردی میتوان آن را «واجب جمعی» یا «مسئولیت مشترک» نامید.
در قرآن
خود واژهٔ «کفائی» با این ساختار در قرآن مجید نیامده است، اما ریشهٔ ثلاثی مجرد آن یعنی «کفی» و مشتقاتش بارها به کار رفتهاند؛ از جمله در آیه ۳۶ سوره زمر: «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ» به معنی (آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟).
نماد چیست
این کلمه صفت نسبی است و نماد تصویری خاصی ندارد، اما در مفهوم استعاری و دینی، نماد تعادل اجتماعی، تقسیم وظایف در جامعه و همبستگی میان انسانها برای رفع نیازهای همگانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کفائی
واژه «کفائی» ریشهای عربی دارد و از تکافو و کفایت میآید. کاربرد اصلی و شهرت این کلمه در فقه اسلامی و حقوق است که به عنوان صفتی برای واجبات و تکالیفِ گروهی به کار میرود. واجب کفائی دقیقاً در نقطه مقابل واجب عینی قرار دارد؛ در واجب عینی مانند روزه یا نمازهای یومیه، تکتک افراد باید خودشان عمل را انجام دهند، اما در واجب کفائی، هدف برطرف شدن یک نیاز از جامعه است و با اقدام گروهی از مردم، تکلیف از بقیه ساقط میشود.
این مفهوم نشاندهنده یک سیستم هوشمند در مدیریت جامعه است که بار مسئولیتهای تخصصی یا عمومی را به طور متعادل توزیع میکند تا زندگی اجتماعی دچار اختلال نشود. پزشک شدن، ساختن بیمارستان، نجات دادن یک فرد در حال غرق شدن و غسل و کفن مردگان همگی از نمونههای بارز امور کفائی هستند.