یعنی چه
واژه «رویگرزاده» از ترکیب سه جزء «روی» (فلز مس یا برنج)، «گر» (پسوند شغلی) و «زاده» (فرزند) ساخته شده است و به معنای فرزندِ مسگر یا سفیدگر است. در تاریخ ایران، این واژه یادآور طبقه زحمتکش و اصیلی است که بدون اتکا به نسب اشرافی، به جایگاههای بزرگ رسیدند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «رُویْگَرْزادِه» است که در آن واج اول با ضمه (رُ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این پرسش خود واژه «رویگرزاده» (۹ حرف) یا معادلهای آن مانند «ابن صفار» و «مسگرزاده» است.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه شغلی و نسبی در زبان انگلیسی از اصطلاحات Coppersmith's son یا Whitesmith's son استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و کلمات هممعنی فارسی این واژه شامل مسگرزاده، سفیدگرزاده و اصطلاح عربیتبارِ ابنِصفار است که همگی به یک مفهوم شغلی اشاره دارند.
نماد چیست
این کلمه در تاریخ و ادبیات ایران نماد عیاری، خودساختگی و افتخار به تبار زحمتکش است. یعقوب لیث صفاری، بنیانگذار سلسله صفاریان، به این لقب مشهور بود و در پاسخ به طعنههای خلیفه عباسی با افتخار خود را رویگرزاده معرفی کرد که با زور بازو و همت خود به پادشاهی رسیده است، نه با ارث و نسب شاهانه.
جمعبندی و توضیح کامل رویگرزاده
واژه «رویگرزاده» یک اسم مرکب اصیل فارسی است که از متن مشاغل سنتی ایران برخواسته و معنای لغوی آن «فرزند مسگر یا سفیدگر ظروف فلزی» است. این کلمه فراتر از یک عنوان شغلی، بار تاریخی و فرهنگی عمیقی را در خود حمل میکند و در متون کهن مانند تاریخ سیستان و تاریخ بیهقی به وفور دیده میشود.
شهرت اصلی این واژه به پیوند تنگاتنگ آن با یعقوب لیث صفاری بازمیگردد. او که در ابتدا شاگردی ساده در دکان رویگری بود، توانست با تکیه بر عیاری و جوانمردی، سلسله صفاریان را پایهگذاری کند و زبان فارسی را دوباره به عنوان زبان رسمی ایران احیا نماید. از این رو، رویگرزاده در فرهنگ ایرانی به نماد بارز خودساختگی، تکیه بر همت خویش و افتخار به تبار زحمتکش در برابر اشرافزادگان موروثی تبدیل شده است.