یعنی چه
«دشخوار آمدن» یک مصدر مرکب کنایی و ادبی در زبان فارسی است. وقتی میگویند کاری یا سخنی بر کسی دشخوار آمده، یعنی تحمل آن برای او سخت، ناخوشایند، سنگین و طاقتفرسا بوده و به او برخورده است. این واژه در واقع صورت کهن و ادبی واژهٔ «دشوار» است.
تلفظ
این عبارت به صورت دُشْخْوار آمَدَن تلفظ میشود که در آن حرف «خ» به همراه «و» به صورت واو معدوله (تلفظی بین خ و و، متمایل به خ) در متنهای کهن خوانده میشده و امروزه بیشتر شبیه به «دشوار» اما با ظهور حرف خ تلفظ میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول با ۱۰ حرف «دشخوار آمدن» است. از جایگزینهای رایج دیگر میتوان به «دشوار آمدن» یا «گران آمدن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی از عباراتی استفاده میشود که سنگینی بار ذهنی یا سختی پذیرش یک امر را نشان میدهند.
به عربی
در زبان عربی افعالی که با حرف جر «عَلی» متعددی میشوند، دقیقترین معادل را برای حالت کنایی دشخوار آمدن (سخت تمام شدن برای کسی) میسازند.
نماد چیست
این عبارت یک ترکیب انتزاعی ادبی است و نماد مادی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در متون نظم و نثر فارسی، از آن به عنوان نمادی برای تجسم رنجهای درونی، پذیرش تکالیف فراتر از توان انسان و سنگینی بار روزگار بر دوش آدمی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دشخوار آمدن
عبارت «دشخوار آمدن» یک اصطلاح و مصدر مرکب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که از ریشه پهلوی واژهٔ دشوار (dušwār) نشات میگیرد. ساختار این کلمه از پیشوند «دش/دژ» به معنای زشت و بد، به همراه «خوار» در معنای کهن آن یعنی آسان پدید آمده که در مجموع مفهوم «ضدِ آسانی» یا همان سختی شدید را میرساند. در ادبیات کلاسیک فارسی، هرگاه سخن یا رفتاری باعث رنجش خاطر، سنگینی دل یا ناگواری احوال کسی میشد، از این تعبیر استفاده میکردند؛ چنانکه سعدی در گلستان میگوید: «ملک را این سخن دشخوار آمد».
امروزه صورت «دشخوار» جای خود را تماماً به «دشوار» داده و استفاده از این ترکیب در محاورات روزمره منسوخ شده است، اما همچنان در متون کهن، دیوان شعرا و مسابقات جدول کلمات متقاطع به عنوان یک واژه غنی و ۱۰ حرفی ارزشمند شناخته میشود. مفاهیم مترادف آن مانند گران آمدن و صعب بودن، به خوبی جلوهگر حالت روحی فرد در مواجهه با امور ناخوشایند است.