یعنی چه
این ترکیب در واقع از دو واژه «مشک» (ماده معطر) و «تتار» (قوم و سرزمین تاتارستان قدیم) ساخته شده است. در گذشته، مشکی که از آهوان ختن و تاتارستان به دست میآمد، به دلیل کیفیت و عطر نافذش بسیار شهرت داشت. در ادبیات کلاسیک فارسی، این اصطلاح برای توصیف نهایت خوشبویی، ارزشمندی و زیبایی بهویژه برای زلف سیاه معشوق به کار میرفته است.
تلفظ
واژه اول با ضمه مِیم (مُشک) و واژه دوم با فتح تاء اول و دوم (تَتار) تلفظ میشود که مخفف همان تاتار است.
در جدول
در سوالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «مشک تتار» با ۷ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان مضافالیه برای عطر ناب یا زلف یار نیز پرسیده شود.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و تاریخی، برای اشاره به این نوع عطر خاص و جغرافیای تولید آن از این ترکیبات استفاده میشود.
به فارسی
از مترادفات و ترکیبات هممعنی آن در زبان فارسی میتوان به مشک ختایی، مشک تبتی، مشکفام و نافه چین اشاره کرد که همگی دلالت بر مرغوبیت عطر دارند. متضاد مستقیمی ندارد اما در تقابل با بوی ناخوشایند قرار میگیرد. ریشه مشک پهلوی و سانسکریت است و تتار ریشه در نام قومی تاریخی دارد.
در قرآن
ترکیب خاص «مشک تتار» که یک اصطلاح جغرافیایی-ادبی فارسی است در قرآن وجود ندارد. با این حال، واژه «مِسک» به صورت عام در آیه ۲۶ سوره مطففین به صورت «خِتَامُهُ مِسْكٌ» برای توصیف بهشت آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل مشک تتار
«مشک تتار» اصطلاحی تاریخی و ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب دو واژه «مشک» (ماده معطر نافه آهو) و «تتار» (منطقهای در آسیای مرکزی) شکل گرفته است. این ترکیب به مشکی بسیار مرغوب، گرانبها و نافذ اشاره دارد که در گذشته از نافه آهوان تاتارستان به دست میآمده و به سراسر جهان صادر میشده است.
در ادبیات کلاسیک و اشعار شاعران بزرگی چون سعدی و خاقانی، مشک تتار فراتر از یک ماده معطر مادی، به یک نماد استعاری تبدیل شده است. شاعران از این اصطلاح برای تصویرسازی زلف سیاه، پیچان و خوشبوی معشوق، خاک پای یار یا حتی برای توصیف ارزش و لطافت شعر ناب خود استفاده میکردند.
امروزه این کلمه در زبان معیار و گفتار روزمره کاربرد زنده ندارد و بیشتر در متون ادبی، پازلها و جدول کلمات متقاطع به عنوان یک واژه هفتحرفی مطرح میشود.