یعنی چه
کمهوش صفتی است برای توصیف فردی که فرآیندهای ذهنی، پردازش اطلاعات و قدرت یادگیری او نسبت به میانگین جامعه کندتر است و مفاهیم را با سرعت کمتری دریافت و تحلیل میکند.
تلفظ
این واژه از دو بخش متمایز تشکیل شده است: «کَم» (با فتحه کاف و سکون میم) و «هوش» (با ضمه هاء و سکون شین).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای کمهوش معمولاً از پاسخهای چند حرفی مانند کانا، کودن، خرفت یا ابله استفاده میشود. خود واژه «کم هوش» نیز ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی بسته به شدت و لحن کلام برای این مفهوم به کار میروند که رایجترین آنها اصطلاحات مربوط به کندی ذهن هستند.
به عربی
در زبان عربی از عبارت «قلیل الذکاء» برای بیان محترمانه و از واژههایی مانند «بلید» و «غبی» برای کاربردهای عامیانهتر استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون کندذهن، کانا، ابله، خرفت، سفیه، نادان، گب و بیفراست است که همگی به ضعف در قدرت درک اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل کم هوش
واژهٔ «کمهوش» یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «کم» (به معنی اندک و ناقص با ریشه در پارسی میانه) و «هوش» (به معنی توانایی درک و فهم با ریشه در واژه اوستایی uši) ساخته شده است. این کلمه در لغتشناسی به کسی اطلاق میشود که قدرت یادگیری، تحلیل مسائل و فراست او کمتر از حد میانگین و طبیعی جامعه باشد و مطالب را با تاخیر یا به سختی متوجه شود.
در فرهنگ عامه و ادبیات سنتی، این مفهوم با نمادهایی مانند برخی حیوانات یا در کاریکاتورهای مدرن با تصویر یک لامپ خاموش نمایش داده میشود. اگرچه معادل مستقیم این ترکیب در متون قرآنی وجود ندارد، اما مفاهیم قرآنی نزدیکی همچون «سفاهت» یا عبارت «لا یعقلون» به کسانی اشاره دارد که از نیروی عقل و درک خود به درستی بهره نمیبرند.
باید توجه داشت که در زبانشناسی و علوم روانشناسی مدرن، استفاده از واژههایی نظیر کمهوش یا کودن به دلیل داشتن بار ارزشی منفی و برچسبهای اجتماعی، جای خود را به اصطلاحات علمی و دقیقتری مانند «کمتوانی ذهنی» یا «تفاوتهای شناختی» داده است تا از کرامت انسانی افراد حفاظت شود.