معنی
واژه شط در زبان فارسی بیشتر به معنای رودخانههای بزرگ و پرآب مانند کارون و دجله به کار میرود. همچنین در اصل زبان عربی به معنای ساحل، کرانه و دیواره حاشیه رود یا دریا است. در حالت مصدری نیز به معنای دوری از حق و تجاوز از حد اعتدال است.
یعنی چه
عبارت شط در تداول عامه به رودخانههای عظیمی گفته میشود که به دریا میریزند و در ادبیات حاشیه جنوب ایران، نماد برکت، خروش و جریان مداوم زندگی و هویت اقلیمی است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف بسته به واژهگزینیِ نویسنده به عنوان هممعنی شط استفاده میشوند.
متضاد
در معنای جغرافیایی متضاد آن خشکی است و در معنای مصدری و مفهومی، متضاد آن اعتدال و انصاف است.
هم خانواده
این واژهها از ریشه ثلاثی مجرد (ش ط ط) مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «شطط» به معنی دور شدن زیاد، تجاوز از حد و انحراف از اعتدال گرفته شده است. علت نامگذاری ساحل به این نام، واقع شدن آن در لبه و حاشیه دور از مرکز آب است. این کلمه در فارسی بدون تشدیدِ طاء به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
در مسابقات و جداول شرح در متن، هرگاه راهنمای «رود بزرگ» یا «کنار دریا» با تعداد حروف ۲ خواسته شود، پاسخ دقیق آن «شط» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از شط، خودِ رودخانه پهناور باشد یا ساحل آن، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شط
واژه «شط» یکی از کلمات پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه دو پهلوی معنایی متمایز دارد؛ در تداول فارسیزبانان به معنای رودخانهای بسیار بزرگ و پهناور (مانند اروندرود یا دجله) است، اما در اصل لغت عربی به معنای کرانه، ساحل و حاشیه آب به کار میرود.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه با مفهوم تجاوز از حد و دوری نیز پیوند دارد که مشتقات آن مانند «شطط» در قرآن کریم به معنای سخن دور از حق و افراط آمده است. در فرهنگ عامه و ادبیات جنوب ایران، شط نمادی از اصالت، سخاوت، برکت و در عین حال جریان خروشان و گذار زندگی محسوب میشود.
این کلمه دوحرفی به دلیل ساختار ساده و کاربرد دوگانهاش (هم به معنی خودِ رود و هم به معنی ساحل)، یکی از پاسخهای بسیار رایج و کلیدی در طراحهای جداول کلمات متقاطع است.