یعنی چه
واژه آزار به هرگونه عاملی اشاره دارد که مایه رنجش خاطر، درد جسمی، ناراحتی روانی یا ستم به دیگری شود. در متون کهن پارسی، این کلمه گاهی به معنای بیماری، مرض و ملال نیز استفاده شده است.
مترادف
این کلمات بیشترین همپوشانی معنایی را با آزار در بافتهای مختلف زبانی دارند.
متضاد
واژگانی که مفاهیم مقابل رنجش و گزندرسانی، یعنی راحتی و نیکی را بازگو میکنند.
هم خانواده
مشتقات و ترکیبهای ساختهشده از ریشه فعلی آزردن.
ریشه
ریشه این واژه به فارسی میانه (پهلوی) و صورتهای «آزارتن» (āzārtan) یا «آزاردن» (āzārdan) بازمیگردد و اصالت کاملاً ایرانی دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنماهایی مثل رنج و گزند، کلمه آزار یک پاسخ دقیق چهار حرفی است.
به انگلیسی
بسته به نوع بافت متن (روانی، جسمی یا قانونی) معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی واژههای متعددی برای رساندن مفهوم اذیت و آزاررسانی وجود دارد.
نماد چیست
آزار در فرهنگ اخلاقی و ادبی نماد بارز پایمال کردن حقوق دیگران و ستمگری است. در ادبیات کلاسیک، موجوداتی مانند مار و عقرب مظهر جانوران آزاررسان (مردمآزار) بودهاند. در مفاهیم مدرن اجتماعی نیز برای پیشگیری از آن، از نماد دست ایست یا دایره سرخ خطخورده استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آزار
واژه «آزار» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد و به معنای هرگونه رفتار یا عاملی است که موجبات رنجش، درد، صدمه و ستم بر دیگری را فراهم آورد. این واژه در سیر تاریخی خود علاوه بر دلالت بر رفتارهای ناپسند اجتماعی و اخلاقی، در ادبیات کهن گاه به معنای ناخوشی جسمانی و بیماری نیز به کار رفته است.
در فرهنگ معنوی و اخلاقی ایران، آزاررسانی همواره نکوهش شده و به عنوان نقطه مقابل صفاتی چون مدارا، مهربانی، نیکی و احسان قرار میگیرد. اگرچه خود واژه آزار به دلیل اصالت پارسیاش در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم مترادف آن با واژگانی نظیر «أذی» و «ایذاء» به وفور بررسی شده و مورد نهی قرار گرفته است.
بررسی جامع این واژه در لغتنامههای معتبر نشان میدهد که آزار به عنوان یک مفهوم چهار حرفی کلیدی در جدولها، با دامنهای گسترده از مترادفها همچون اذیت، گزند و شکنجه پیوند خورده و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و ترکی نیز معادلهای دقیق حقوقی و رفتاری دارد.